فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
اهل بیت (ع)
سخن گفتن فرشته با فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
سخن گفتن فرشته با دخت گرامي پيامبر، فاطمة زهرا(سلام الله علیها) چگونه قابل توجيه است؟

پاسخ:ترديدي نيست كه فرشتة وحي و يا ديگر فرشتگان با انبيا و اوليا سخن مي‌گويند و وحي الهي را در اختيار آنان مي‌گذارند، ولي سخن گفتن آنان به پيامبران اختصاص ندارد، بلكه با انسان‌هاي والا ـ هر چند نبي نباشند ـ نيز سخن مي‌گويند و گروهي را كه فرشتگان در برابر آنها متمثل مي‌شوند و با آنان سخن مي‌گويند، «محدَّث» مي‌نامند.

در احاديث فريقين گروهي به نام محدّث معرفي مي‌شوند و آنها كساني هستند كه فرشته با ايشان به گفتگو مي‌‌پردازد. فرد محدَّث از نظر كمال بايد به پايه‌اي برسد كه بتواند اصوات برزخي را با گوش دنيوي بشنود. جهان، پر از صور و اصوات برزخي است كه اغلب انسان‌ها را به خاطر نداشتن توانمندي، ياراي ديدن و شنيدن آنها نيست، امّا گروهي كه از نردبان كمال و فضيلت بالا رفته‌اند، مي‌توانند اين اصوات و صور برزخي را بشنوند و درك كنند، تا آنجا كه فرشتة والامقامي چون «روح الأمين» با آنها سخن مي‌گويد و آنها سخن او را مي‌شنوند.

از اين جهت، در روايات، دخت گرامي پيامبر(ص) محدّثه[1] معرفي شده كه خود حاكي از كمال برتر است.

كوته‌نظران، سخن گفتن فرشته با غير پيامبران را دور از واقعيت مي‌شمارند، در حالي كه قرآن كريم يادآور سخن گفتن فرشته با مادر مسيح، حضرت مريم است، آنجا كه مي‌فرمايد:

«وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاكِ وَطَهَرَّكِ وَاصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمين».[2]

«آن گاه كه ملائكه به مريم گفتند: خدا تو را برگزيده و از آلودگي پاك كرده و تو را بر زنان جهان برتري بخشيده است».

سخن گفتن فرشتگان با فرد، نشانة نبوت و رسالت او نيست، بلكه نشانة ارتقاي مخاطب به قلّة كمال است كه به او توان شنيدن صداي فرشتگان را مي‌دهد.

از اين گذشته، قرآن كريم، سخن گفتن فرشتگان را با همسر حضرت ابراهيم، هاجر يادآور مي‌شود و مي‌فرمايد:

«قالُوا أَتَعْجَبينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمتُ اللّه وبَركاته عَلَيْكُمْ أَهل البَيْت إنّه حَميدٌ مَجيد».[3]

«آيا از فرمان و ارادة خدا در شگفت هستي، رحمت و بركات او بر شما خاندان]نبوت[باد ...»

مسأله الهام و فتوحات غيبي در مورد اولياي الهي مسألة گستردة كلامي و فلسفي است كه در اين مختصر، مجال بازگويي آن نيست، ولي به طور فشرده مي‌توان گفت كه عصر نبوت و رسالت ـ به معني رهبري انسان‌ها از طريق وحي تشريعي ـ سپري شده است و پس از رسول خاتم(ص) نبي و رسولي نخواهد آمد، ولي هرگز باب فتوحات و شكوفايي معرفتي انسان به روي او بسته نشده است. چه بسا انسان‌هايي با ديد برزخي و هوش برتر، آنچه را كه ديگران نمي‌بينند و نمي‌شنوند، ببينند و بشنوند. قرآن مجيد مي‌فرمايد:

«يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنوا إِن تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً».[4]

«اي افراد با ايمان اگر از گناه پرهيز كنيد، خدا قوه و نوري به شما مي‌دهد كه از درون حق را از باطل جدا مي‌سازيد».

امير مؤمنان دربارة انسان‌هاي وارسته، كه از طريق تقوا و پرهيزكاري كسب كمال نموده‌اند، چنين مي‌فرمايد:

«عقل خود را زنده ساخته و شهوتش را ميرانده است تا آن جا كه تنش به لاغري گراييده و تندخويي او به نرمي تبديل شده است. برقي پرنور در وجودش درخشيده و راه هدايت را براي او روشن ساخته و در راه خدا او را به پيش برده است. پيوسته در مسير تكامل از دري به دري ديگر راه يافته و در جايگاه امنيت و آسايش پاي نهاده و آرام گرفته است».[5]

گفتني است، در پاسخ برخي از اين پرسش‌ها به تفصيل دربارة افراد «محدَّث» در اسلام سخن گفته‌ايم.[6]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .  بحارالانوار:ج43، ص79، حديث 66ـ 67.

[2] .  نساء/42.

[3] .  هود/73.

[4] .  انفال/29.

[5] .  نهج البلاغه، خطبه 22.

[6] گزیده راهنمای حقیقت، آیت الله سبحانی، ص 169.