فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
منشور عقائد امامیه
هستى از ديدگاه اسلام
هستى از ديدگاه اسلام

هستى از ديدگاه اسلام

اصل ششم

جهان ـ به معناى ما سوى اللّه ـ مخلوق خداوند بوده و كائنات لحظه اى از خداوند بى نياز نبوده و نخواهند بود.اينكه مى گوييم جهان مخلوق خدا است بدين معناست كه جهان به اراده او آفريده شده و نسبت آن با خدا نسبت توليدى از قبيل پدر و فرزند نيست، چنانكه مى فرمايد:(لَمْ يَلِدْوَ لَمْ يُولَدْ)(اخلاص/3).

اصل هفتم

نظام كنونى جهان نظامى ابدى و جاودانه نيست، بلكه پس از مدتى كه خدا از ساعت و زمان آن آگاه است،نظام موجود جهان برهمخورده و نظام ديگرى پديد مى آيد، كه همان نظام معاد و عالم اخروى است، چنان كه مى فرمايد: (يومَ تُبَدَّلُّ الأرضُ غَيرَ الأرضِ و السَّمواتُُ و بَرزُوا للّهِ الواحدِ القهّارِ) (ابراهيم/48): روزى كه زمين و آسمانها دگرگون مى شوند و در پيشگاه خداوند قهار حاضر مى شوند. در كلامى نيز كه گفته مى شود« همگى از خداييم و به سوى او باز مى گرديم»، اشارتى به همين حقيقت نهفته است:(إِنّا للّه و إِنّا إِليه راجِعُون)(بقره/156).

اصل هشتم

نظام جهان بر پايه علت و معلـول استـوار است، و ميـان پديده هـاى آن رابطه عِلّى ومعلولى برقرار مى باشد. تأثير هر پديده در پديده ديگر مشروط بهاذن و مشيت الهى بوده، و اراده حكيمانه الهى بر اين استوار گرديده استكه فياضيّت خويش را غالباً از طريق نظام اسباب و مسبّبات تحقق بخشد.

قرآن كريم هر دو مطلب فوق را بيان كرده است: هم اينكه ميان پديده هاى طبيعى رابطه سببيّت حاكم است، و هم اينكه تأثيرگذارى هر علت و سببى در جهان، وابسته به اذن و مشيت كلّى الهى است. در مورد نخست كافى است به آيه زير توجه نماييم:

(وَأَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمراتِ رِزْقاً لَكُمْ) (بقره/22): از آسمان آب فرو آورد و به سبب آن آب ميوه هايى را براى روزى شما (از دل خاك) بيرون آورد.

ودر مورد دوم نيز توجه به آيه زير كافى است:

(وَالْبَلَدُ الطَيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبّهِ)(اعراف/58) و گياه سرزمين پاكيزه به اذن پروردگار مى رويد.و به همين مضمون است آيات :102، 249، 251/بقره، 49، 166/ آل عمران. ([1])

اصل نهم

هستى مساوى با طبيعت مادى نيست، بلكه بخشى از جهان آفرينش را ماوراء طبيعت تشكيل مى دهد كه در اصطلاح قرآن «جهان غيب» ناميده مى شود. همان طور كه پديده هاى مادى به اذن خداوند در يكديگر تأثير مى گذارند، همچنين موجودات غيبى نيز در جهان طبيعت به اذن الهى مؤثر مى باشند، و به تعبير ديگر: وسايط فيض الهى اند. قرآن كريم تأثيرگذارى فرشتگان الهى را در حوادث جهان طبيعت يادآور شده است، آنجا كه مى فرمايد:

(فَالمُدَبِّراتِ أَمْراً) (نازعات/5) :سوگند به تدبيركنندگان امور جهان خلقت.

(وَ هُوَ القاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً)(انعام/61): اوست قاهر بر بندگانش، و نگهبانانى را بر شما مى فرستد.

از آيات روشن فوق، نتيجه مى گيريم كه جهان آفرينش ـ اعم از طبيعت و ماوراء طبيعت ـ با نظام سببيت حاكم بر آن، قائم به مشيت الهى و وابسته به او است.

اصل دهم

جهان يك واقعيت هدايت شده است و تمام ذرات جهان، در هر مرتبه اى هستند، به فراخور حال خود از نور هدايت برخوردارند. مراتب اين هدايت عمومى و كلى را، هدايت طبيعى، غريزى و تكوينى تشكيل مى دهد. قرآن كريم در آيات مختلف از اين هدايت تكوينى و عمومى يادكرده كه يكى از آنها را مى آوريم:

(رَبُّنَا الّذي أعطى كُلَّ شَيء خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى)(طه/50): پروردگار ما كسى است كه آفرينش هر چيزى را به او داد، آنگاه آن را هدايت نمود.

اصل يازدهم

نظام آفرينش، نظام اكمل و احسن است.دستگاه هستى به عاليترين وجه طراحى گرديده و نظامى كاملتر و نيكوتر از آن قابل تصور نيست، قرآن كريم مى فرمايد: (الّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيء خَلَقَهُ)(سجده/7): خدايى كه هر چيزى را به طور نيكو آفريده است.و نيز مى فرمايد:(فَتَبارَكَ اللّهُ أَحسَن الخالِقِينَ) (مؤمنون/14); بديهى است احسن بودن خالق ملازم با احسن بودن مخلوق است.

برهان عقلى كه بر اين اصل اقامه مى شود آن است كه، فعل هر فاعلى از حيث كمال و نقص متناسب با صفات و كمالات او است، چنانچه فاعل از نظر صفات وجودى نقصانى نداشته باشد، فعل او نيز از هرگونه عيب و نقص پيراسته است، و از آنجا كه خداوند متعال واجد همه كمالات وجودى به وجه اتم و اكمل است، طبعاً فعل او نيز كاملترين و نيكوترين فعل خواهد بود.

گذشته از اين، مقتضاى حكيم بودن خداوند آن است كه با وجود امكان خلق جهان احسن، غير آن را ايجاد ننمايد.

درخور ذكر است كه آنچه در عالم طبيعت به نام شرور از آن ياد مى شود با نظام احسن هستى منافات ندارد و توضيح اين مطلب در مباحث «توحيد در خالقيت» خواهد آمد.

اصل دوازدهم

از آنجا كه جهان آفريده و فعل خداوند است كه حقّ مطلق است، حقّ و حكيمانه بوده و عبث و بيهودگى به آن راه ندارد. به اين مطلب در آيات متعدد قرآن كريم اشاره شده است كه يك مورد آن را ذكر مى كنيم:

(ما خَلَقْنَا السَّمواتِ والأَرضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاّ بِالحَقِّ)(احقاف/3): آسمانها و زمين و آنچه در بين آنها است را جز به حق نيافريديم.

غايت انسان و جهان نيز آنگاه تحقق مى يابد كه قيامت بر پا گردد، چنانكه امير مؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: «فإنّ الغاية القيامة».([2])([3])


[1] . براى آگاهى بيشتر در اين باره به كتابهاى تفسير و كلام از آن جمله به الميزان:1/72 والالهيات:2/51ـ54 رجوع شود.

[2] . نهج البلاغه، خطبه 190.

[3] منشور عقائد امامیه، آیت الله سبحانی، ص .19