فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
توحید و شرک
توسل به پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم )
آيا اين آيه درباره منافقان است؛ آنجا که خداوند مي‌فرمايد: (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً) (نساء: 64) و هيچ پيامبري نفرستاديم مگر براي آنکه به فرمان خدا فرمانش برند و اگر آنان هنگامي که بر خود ستم کردند نزد تو مي‌آمدند و از خدا آمرزش مي‌خواستند و پيامبر براي آنان آمرزش مي‌خواست هرآينه خداي را توبه‌پذير و مهربان مي‌يافتند.

پاسخ
در شأن نزول آيه، دو نظر هست:
1. يكي از يهوديان مدينه با يكي از مسلمانان منافق، اختلافي داشت، بنا گذاشتند يك نفر را به عنوان داور در ميان خود برگزينند، مرد يهودي چون به عدالت و بي‌نظري پيامبر اسلام ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، اطمينان
داشت، گفت: من به داوري پيامبر شما راضيم، ولي مرد منافق يكي از بزرگان يهود، به نام كعب بن اشرف را برگزيد؛ زيرا مي‌دانست با هديه مي‌تواند نظر او را به خود جلب كند و به اين ترتيب با داوري پيامبر، مخالفت كرد.(1)
2. بعضي از تازه‌مسلمانان، طبق عادت زمان جاهليت، در آغاز اسلام، داوري‌‌هاي خود را نزد دانشمندان يهود و يا كاهنان مي‌بردند و اين آيه در حق همين افراد، وارد شده است، نه منافقان.(2)
در هر حال، اين فرد، خواه منافق باشد، خواه فرد تازه مسلمان، نوعي مخالفت با فرمان خدا كرده است. خداوند درباره اين فرد، يادآور مي‌شود كه اگر آنها نزد پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) بيايند و خود، استغفار كنند و پيامبر هم درباره آنان استغفار كند؛ يعني شفاعت نمايد، خدا گناهان آنان را مي‌بخشد. بنابراين، آيه، يك ضابطه كلي است و اختصاص به موردي مانند فرد منافق يا تازه مسلمان ندارد، بر فرض اينکه درباره منافق هم باشد، اگر شفاعت پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) درباره آنان پذيرفته باشد، درباره ديگران، به طريق اولي پذيرفته خواهد شد. اگر منافق مجاز است كه درخواست شفاعت كند، مؤمن واقعي به طريق اولي از اين حق بهره‌مند مي‌باشد.
اين آيه، كاملاً توسل جستن به پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) يا اولياي الهي را يك امر
شرعي مي‌داند، و صريحاً مي‌گويد كه آمدن به سراغ پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) و او را در درگاه خدا، شفيع قراردادن و وساطت و استغفار او براي گنهكاران مؤثر است و موجب پذيرش توبه و رحمت الهي است.
اگر وساطت و دعا و شفاعت خواستن از پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، شرك بود، چگونه ممكن بود كه قرآن، چنين دستوري را به گنهكاران بدهد، منتهي بايد خطاكار، نخست خود، توبه كند، سپس براي قبول توبه خود، از استغفار پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، بهره بگيرد.
بديهي است پيامبر آمرزنده گناه نيست. او فقط مي‌تواند طلب آمرزش كند و براي پذيرفته شدن شفاعت او خدا گناه آنان را مي‌بخشد.
از اين گذشته، تأثير استغفار پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) درباره مؤمنان، اختصاصي به اين آيه ندارد، بلكه در سوره توبه نيز آمده است:
(وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ) (توبه: 114)
و آمرزش‌خواهي ابراهيم براي پدرش ـ عموي مشرکش که به جاي پدر سرپرست او بود ـ نبود، مگر از براي وعده‌اي که به او داده بود.
(فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ) (محمد: 19)
پس بدان که هيچ خدايي جز خداي يکتا نيست و براي گناه خود و براي مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه.
البته در مورد بحث، امر به استغفار هست. ناگفته پيداست چيزي كه خدا به آن امر كرده، درخواست آن از پيامبر، جز تأكيد امر الهي، چيز ديگري نيست.
از آيات سوره يوسف استفاده مي‌شود كه اين رسم ديرينه جامعه توحيدي بوده و لذا آن‌گاه كه پرده از جنايات برادران يوسف برداشته شد، آنها جز اين چاره نديدند كه به پدر پناه ببرند تا براي آنان استغفار كند:
(قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ) (يوسف: 97)
گفتند: اي پدر براي گناهان ما آمرزش بخواه، همانا ما گناهکار بوديم.
و چون ما در اين مورد در گذشته نيز سخن گفته‌ايم به همين مقدار، بسنده مي‌كنيم. (3)

1. مجمع البيان، ج3، ص 68.
2. المنار، ج5، ص 222.
3. جدال احسن (نقد و بررسی شبهات وهابیان)، آیت الله سبحانی، ص 29.