فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
توحید و شرک
توسل و بت‌پرستي
(برداشت نادرست از آيه 38 سوره زمر) خدا در آيه 38 سوره زمر چنين مي‌فرمايد: (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ بِضُـرٍّ هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ) و اگر از آنها بپرسي چه كسي آسمان‌ها و زمين را آفريده؟ حتماً مي‌گويند: خدا، بگو آيا هيچ درباره معبوداني كه غير از خدا هستند و آنها را مي‌خوانند، انديشيده‌ايد كه اگر خدا زياني براي من بخواهد آيا آنها مي‌توانند آن را برطرف سازند؟ و يا اگر رحمتي براي من اراده كند، آيا آنها توانايي دارند، جلو رحمت او را بگيرند؟ بگو: خدا مرا كافي است و همه متوكلان بايد بر او توكل كنند. توضيح شبهه اينکه مي‌گويند: شيعيان غير خدا را نمي‌پرستند، لكن توسّل و وساطت ائمه قطعاً به مرده‌پرستي و بت‌پرستي كشيده مي‌شود!

پاسخ
اين آيه در مورد مشركان است. مشركان، درحالي‌که خدا را آفريدگار آسمان‌ها و زمين مي‌دانستند، ولي غير او را يعني بت‌ها را مي‌پرستيدند، زيرا آنها را مالكان كارهاي الهي مي‌دانستند.
اين گروه بت‌پرست كه در توحيد ذاتي مشكلي نداشتند، ولي در توحيد ربوبي معتقد بودند كه كارهاي خدا مانند: 1. مغفرت از گناهان؛ 2. پيروزي در جنگ؛ 3. عزت در زندگي و مانند آنها، به بت‌هاي آنها تفويض شده است.
قرآن در نقد اين نظر مي‌فرمايد: از بتان كاري ساخته نيست. اگر خدا بخواهد زياني به كسي برساند آنها نمي‌توانند جلوگيري كنند و اگر بخواهد سودي به كسي برساند، نمي‌توانند جلوگيري كنند. بنابراين، بايد بگوييم خدا كافي است و در امور بر او توكل كنيم.
با توجه به تفسير آيه، روشن شد كه تشبيه توسّل به اولياي الهي، به عمل مشركان، تفسير به رأي است كه جايگاه چنين مفسري به فرموده پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) آتش است؛ زيرا مشركان، در توحيد ربوبي، به تمام معني مشرك بودند و تصور مي‌كردند كه كارهاي خدا به واسطه‌ها واگذار شده است، و لذا آنان را فعّال مايشاء در سرنوشت بندگان مي‌دانستند، درحالي‌که موحّدان در تمام مراحل موحدند:
1. توحيد در ذات خدا، يعني اينکه مثل و نظيري ندارد.
2. توحيد در صفات، علم و قدرت او عين ذات اوست، نه زائد بر ذات.
3. توحيد ربوبي، يا توحيد افعالي همه كارهاي جهان در دست خداست و هيچ‌گاه تفويضي انجام نگرفته است.
4. توحيد در عبادت. فقط او را بايد پرستيد، نه غير او را.
اكنون اگر فردي با اين اعتقاد، متوسل به اولياي الهي بشود، جز اين نيست كه از آنها طلب دعا كند كه خدا حاجت او را برآورده كند. در اين درخواست نه براي خدا مثلي قائل شده و نه كار خدا را به اولياي الهي تفويض كرده است.
اينكه مي‌گويد: وساطت، سرانجام سر از بت‌پرستي درمي‌آورد، بايد از او پرسيد پس آيات قرآني را چگونه تفسير مي‌كند كه به مسلمانان و به قول وهابيان به منافقان مي‌گويد: به سراغ پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) برويد تا او در حق شما دعا كند. آيا خدا از سرانجام توسل كه به بت‌پرستي كشيده مي‌شود ـ نعوذبالله ـ آگاه نبود؟!
اگر واقعاً توسّل، ما را به شرك مي‌كشاند، پس اعمال مكه درست شبيه اعمال مشركان است. بوسيدن حجرالاسود و طواف بر گرد خانه‌اي كه از سنگ و گل است، سعي ميان دو كوه، و قرباني‌كردن در مني، همه و همه شبيه اعمال مشركان است، پس چرا خدا به اينها امر كرده است؟ اشتباه اينجاست كه اين اعمال، به دو صورت انجام مي‌گيرد: يكي شرك است و ديگري عين توحيد.
مسلمانان چهارده قرن، به پيروي از پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) و يارانش، به اولياي الهي متوسل شدند و هيچ‌گاه از خط توحيد دور نشدند. (1)

1. جدال احسن (نقد و بررسی شبهات وهابیان)، آیت الله سبحانی، ص 44.