فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
توحید و شرک
آيا سوگند به غير خدا جايز است؟
معمولاً مسلمانان و به‌ويژه شيعيان، به غير خدا سوگند ياد مي‌‌كنند، آيا چنين سوگندي جايز است؟

پاسخ
در مقام فصل خصومت و قضاوت، جز سوگند به خدا، چيزي كارساز نيست. فقط سوگند به خدا و اسماي حسناي او مي‌‌تواند منكر را تبرئه كند، و اما در غير اين مقام، قرآن مجيد، قريب 40 سوگند به غير خدا دارد، و هدف از سوگندهاي قرآن يكي از دو چيز است:
1. سوگند به خورشيد و ماه و شب و روز در سوره ‹الشمس› براي راهنمايي انسان به رموز آفرينش و عظمت آن در اين دو موجود است. خدا با اين سوگندهاي متوالي در انسان، ايجاد انگيزه كرده كه با پي‌گيري با عظمت خلقت، آشنا شود. به همين سبب، در جاي ديگر مي‌‌فرمايد:
(الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلي جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ) (آل عمران: 191)
همان‌ها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته، و آن‌گاه كه بر پهلو خوابيده‌اند، ياد مي‌‌كنند؛ و در اسرار آفرينش آسمان‌ها و زمين مي‌‌انديشند... .
2. سوگند به موجودي غير خدا به خاطر تكريم و تقديس او، چنان‌که مي‌‌فرمايد: (لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ)؛ ‹به جان تو سوگند، اينها در مستي خود سرگردانند!› (حجر: 72)
خدا در اين آيه، به جان پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، سوگند مي‌‌خورد، اگر واقعاً سوگند به غير خدا آن هم به منظور اظهار قداست و كرامت چيزي، حرام يا قبيح و زشت بود، چرا خدا خود به اين كار دست مي‌‌زند؟ قرآن كتاب هدايت است نه ضلالت. بنابراين، سوگند خوردن به امامان و انبيا، نوعي اظهار كرامت و قداست و پاكي آنهاست، علاوه بر اين، يك نوع اظهار علاقه به اين انسان‌هاي كامل است.
شگفت اينجاست كه وهابيان كه سوگند به غير خدا را تجويز نمي‌كنند، ولي در صحيح مسلم مي‌‌خوانند كه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) بارها به جان پدر كسي سوگند خورده است، اينك متن روايات:
1. مسلم در صحيح خود نقل مي‌‌كند كه:
جاءَ رَجلٌ إلَي النَّبِيِّ فَقالَ: يا رَسولَ اللهِ، أيُّ الصَّدقةِ أعظَمُ أجْراً؟ فَقالَ: أما و أبِيك لَتُنبَّأنّه، أنْ تَصَدَّقَ وَأنتَ صَحيحٌ شَحيحٌ، تَخشَي الفَقرَ وَتَأمُلُ البَقاءَ.(1)
مردي حضور پيامبر‹ ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) [ آمد و گفت: ‌اي پيامبر خدا! پاداش كدام صدقه بزرگ‌تر است؟ فرمود: سوگند به پدرت از آن آگاه مي‌‌شوي و آن اينکه صدقه دهي درحالي‌که سالم هستي و به آن حرص داري، از فقر مي‌‌ترسي و به فكر زيستن در آينده هستي.
2. مسلم در صحيح خود نقل مي‌‌كند كه:
جاءَ رَجلٌ إلَي رَسولِ اللهِ ـ مِن نَجدٍ ـ يَسألُ عَنِ الإسلامِ، فَقالَ رَسولُ الله‹ ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) [: خَمس صلواتٍ فِي اليَومِ وَاللَّيلِ.
فَقالَ: هَلْ عَليَّ غَيرُهنّ؟ قالَ: لا، إلاّ أنْ تَطَوَّعَ، وَصِيامُ شَهرِ رَمضانَ.
فَقالَ: هَل عَليَّ غَيرُه؟
قالَ: لا، إلاّ أنْ تَطَوَّعَ، وَذَكرَ لَهُ رَسولُ الله الزَّكاةَ.
فَقالَ الرَّجلُ: هَلْ عَليَّ غَيرُها؟ قالَ: لا، إلاّ أنْ تَطوَّع. فَأدْبَرَ الرَّجُلُ وَهُوَ يَقُولُ: وَاللهِ لا أزيدُ عَلي هذا وَلا أنقُصُ مِنه. فَقالَ رَسُولُ الله‹ ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) [: أفلَحَ ـ وَأبِيه ـ إنْ صَدَقَ. أَوْ قالَ: دَخلَ الجَنَّة ـ وَأبِيه ـ إنْ صَدَقَ.(2)
مردي از اهل نجد به حضور پيامبر‹ ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) [ رسيد و از اسلام سؤالاتي نمود، پيامبر‹ ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) [ فرمود ‹پايه‌‌هاي اسلام امور زير است[:
الف) پنج نماز در روز و شب، مرد نجدي گفت: آيا غير از اينها باز نمازهايي هست؟
فرمود: خير، ولي نمازهاي مستحب هست.
ب) روزه ماه رمضان، آن مرد پرسيد، غير از آن باز روزه‌اي هست؟
فرمود: خير، ولي روزه مستحب هست.
ج) زكات، آن شخص پرسيد آيا زكات ديگري هست؟
فرمود: خير، ولي زکات مستحب هست.
آن مرد حضور پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) را ترك كرد درحالي‌که مي‌‌گفت نه كم مي‌‌كنم و نه زياد.
پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) (بر پدر وي سوگند ياد كرد و) گفت: سوگند به پدرش رستگار مي‌‌شود، اگر راست بگويد.
يا فرمود: به پدرش سوگند كه اگر راست بگويد وارد بهشت مي‌‌شود. (3)

1. صحيح مسلم، ج3، ص 94، باب أفضل الصدقه از كتاب زكات.
2. صحيح مسلم، ج1، ص 32، باب ما هو الإسلام.
3. جدال احسن (نقد و بررسی شبهات وهابیان)، آیت الله سبحانی، ص 77.