فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
اهل بیت و امامت
علي ( عليه السلام ) ، وصي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم )
زائري در بقيع به عنوان دفاع از علي ( عليه السلام ) به مأمور ارشادي ‌‌گفت: او نخستين كسي است كه اسلام آورده و وصي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) بود. پاسخ شنيد: اين چيزهايي است كه آخوندها درست كرده‌اند. ابوبكر نزديك‌ترين فرد به پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) بوده و علي ( عليه السلام ) در سفر پيامبر از مكه به مدينه و در جنگ تبوك همراه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) نبوده است.

پاسخ
در اين شبهه دو مطلب است:
1. وصايت و جانشيني علي ( عليه السلام ) براي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم )
2. نبودن علي ( عليه السلام ) همراه پيامبر در دو واقعه
درباره شبهه نخست، يادآور مي‌‌شويم كه:
1. يكي از القاب اميرمؤمنان علي ( عليه السلام ) ‹وصي› است و از همان روز نخست صحابه و تابعان، علي ( عليه السلام ) را به عنوان وصي معرفي كرده‌اند.(1) كه به نقل دو نفر در ميان متجاوز از ده نفر از سرايندگان صحابي و تابعي بسنده مي‌‌كنيم:
1. ابوالهيثم بن التيهان صحابي بدري مي‌‌گويد:
إنّ الوصي إمامنا و وليّنا
برح الخفاء و باحت الأسرار
2. عبدالله بن ابي‌سفيان بن الحارث بن عبدالمطلب مي‌‌گويد:
وصيّ النبي المصطفي وابن عمه
فمن ذا يدانيه و من ذا يقاربه
از روزي كه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) نبوّت خود را اعلام كرده، وصايت علي را نيز بيان كرده است. مفسران در تفسير (وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ) مي‌‌نويسند: پس از نزول اين آيه، پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) بني‌هاشم را دعوت كرد تا دعوت او را بپذيرند و فرمود: نخستين كس از شما كه به من ايمان بياورد وصي من است و در آن مجلس، علي ( عليه السلام ) برنده اين جايزه شد. پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود: بدانيد علي ( عليه السلام ) برادر و وصي و خليفه من در ميان شماست.
اين سرگذشت را طبري در تاريخ جلد دوم، ص 216 و در تفسير، ج19، ص 74 و ابن اثير در كامل، ج2، ص 24 و حلبي در سيره، ج1، ص 321، آورده‌اند و در شرح شفاي قاضي عياض، ج3، ص 37، نيز آمده است.(2)
2. پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در جنگ تبوك، پيش از رفتن، به علي ( عليه السلام ) گفت:
أما ترضي أنْ تَكونَ منّي بِمَنزلةِ هارونَ مِن مُوسي إلاّ أنَّه لا نَبيَّ بَعدي.(3)
آيا خشنود نيستي كه جايگاه تو در نزد من به سان جايگاه هارون نزد موسي باشد، جز اينکه تو پيامبر نيستي.
يعني تمام مقاماتي كه هارون داشت، تو نيز داري.
مقامات هارون در قرآن وارد شده است:
(وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي * هارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي) (طه: 29 ـ 32)
براي من ياوري از خانواده‌ام قرار بده، برادرم هارون، مرا با او تقويت كن و او را نيز در پيامبري من شريك ساز.
در جاي ديگر مي‌‌فرمايد:
(وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَي الْكِتابَ وَجَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِيراً) (فرقان: 39)
ما به موسي كتاب داديم و برادرش هارون را ياور او
ساختيم.
3. احمد بن حنبل و ترمذي و ديگران نقل مي‌‌كنند كه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) به علي ( عليه السلام ) فرمود: ‹إِنَّ عَليّاً مِنِّي وَأَنَا مِنْه وَهُوَ وَليُّ كُلِّ مُؤمنٍ مِنْ بَعدي›.(4) از اين گذشته حديث غدير، روشن‌ترين گواه بر وصايت اوست كه در اين مورد در گذشته سخن گفتيم.
غيبت علي ( عليه السلام ) در دو سفر
پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) 27 غزوه و 55 سريّه داشت. و اميرمؤمنان در 26 غزوه همراه پيامبر بوده و امّا در جنگ تبوك، به خاطر يك امر مهم شرکت نکرد و پيامبر، علي را جانشين خويش در مدينه كرد؛ زيرا زمينه براي شورش منافقان فراهم بود و مقصد پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) بسيار دور و در حدود 600 كيلومتري مدينه قرار داشت. پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) براي حفظ جان زنان و مردان مسلمان مدينه كه توانايي شركت در جهاد را نداشتند، به علي ( عليه السلام ) دستور داد كه در مدينه بماند و با هشياري كامل، مراقب حركات منافقان باشد. براي همين، رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) را در جنگ تبوك، همراهي نكرد. اتفاقاً اميرمؤمنان شايعه شايعه‌سازان را به سمع پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) رساند كه مي‌‌گويند به عنوان بي‌مهري مرا همراه نساخته‌ايد. پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در پاسخ فرمود: ‹أما ترضي أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسي؟!›.
و امّا در سفر حجة الوداع، پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) پيش از آن، علي ( عليه السلام ) را براي هدايت و ارشاد و قضاوت مردم يمن، اعزام كرده بود و امتثال امر پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، بالاتر از حضور در نزد رسول خداست، ولي آغاز ماه ذي‌حجه، در مكه به پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) پيوست و در بازگشت در جحفه، مدال فضيلت به نام حديث غدير نصيب او گشت.
در پايان، يادآور مي‌‌شويم كه بعضي، تهي از دانش و بينش هستند و برگي از تاريخ نخوانده‌اند و همه حقايق مسلّم را منكر مي‌‌شوند و به
آخوندهاي شيعه مسايل خلاف واقع نسبت مي‌‌دهند. گويي احمد بن حنبل يك آخوند شيعه است كه مي‌‌گويد پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود: ‹أنت ولي كلّ مؤمن بعدي› يا بخاري، آخوند شيعي است كه حديث تشبيه علي ( عليه السلام ) به هارون برادر موسي را نقل مي‌‌كند؟
گويا نويسندگان ديگر سنن و كتاب‌‌هاي حديث، همگي آخوندهاي شيعه هستند كه حديث غدير را نقل كردند. (ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ). (5)

1. شرح نهج البلاغه، ج1، صص 143ـ 150.
2. مشروح اين سرگذشت در كتاب "فروغ ولايت"، صص 37ـ 44 آمده است.
3. مسند احمد، ج1، صص 173 و 175؛ صحيح بخاري، ج4، ص 208؛ سنن ترمذي، ج5، ص 302؛ فضائل الصحابه، نسائي، ص 13؛ مستدرك حاكم، ج2، ص 337.
4. مسند احمد، ج4، ص 428؛ سنن ترمذي، ج5، ص 632؛ مسند ابي‌داود، ص 360؛ خصائص نسائي، ص 64.
5. جدال احسن (نقد و بررسی شبهات وهابیان)، آیت الله سبحانی، ص 174.