فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
اهل بیت و امامت
همراهي ابوبکر با پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در هنگام هجرت دليل بر جانشيني وي است
زائري به دفاع از علي ( عليه السلام ) گفت: از افتخار علي ( عليه السلام ) همين بس كه در ‹ليلة المبيت›، در جاي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) خوابيد. پاسخ شنيد که: اگر پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) علي ( عليه السلام ) را به عنوان جانشيني برگزيده بود، چرا او را به كام مرگ فرستاد و از اينکه ابوبكر را همراه خود برد، مي‌‌توان فهميد كه مي‌‌خواست آسيبي به او نرسد تا جانشين او باشد.

پاسخ
پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در طول رسالت خود، تابع وحي الهي بوده و از آن پيروي مي‌‌كرد. الگوي كار او، همان است كه مي‌‌فرمايد:
(قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما يُوحي إِلَيَّ مِنْ رَبِّي) (مائده: 3)
بگو من تنها از چيزي پيروي مي‌‌كنم كه از سوي پروردگارم به من، وحي مي‌‌شود.
بنابراين، در آغاز دعوت در ‹يوم الدار› از طرف خدا، مأمور گشت
در مجلسي كه بني‌هاشم گرد آمده بودند، علي ( عليه السلام ) را به عنوان خليفه و وصي خود، اعلام كند، پس از گذشت سيزده سال، مأمور شد كه مكه را به عزم مدينه ترك كند و براي اينکه مشركان تصوّر كنند كه او هنوز در خانه است، از طرف خدا مأمور گشت كه علي ( عليه السلام ) را بر جاي خود بگذارد تا توجه دشمنان را به خود جلب كند و هر دو به امر الهي بوده است.
خدا در ستايش اين فداكاري، اين آيه را فرستاد:
(وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْـرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) (مائده: 3)
برخي از مردم جان خود را براي خشنودي خدا به فروش مي‌‌رسانند و خدا به بندگان مهربان است.
بنابراين لازم است بعضي از خدا بپرسند كه خدايا؛ چرا در آغاز بعثت، امر فرمودي كه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، علي ( عليه السلام ) را به وصايت برگزيند و در سال سيزدهم بعثت امر فرمودي كه جان علي ( عليه السلام ) را در معرض خطر قرار دهد. مسلّماً چنين فضولي بر من و او نيست، خدا از مصالح كار آگاه‌تر است و كارهاي او در همه موارد حكيمانه مي‌‌باشد.
در اينجا نكته ديگري هست و آن اينکه مي‌خواهند برتري خليفه را از اين راه اثبات كنند كه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) جان او را حفظ كرد، تا وي جانشين پيامبر شود، ولي بايد پرسيد كه حفظ جان يك مسلمان، چگونه دليل بر خليفه بودن او پس از ده سال خواهد بود؟ شما كه مي‌‌گوييد پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) از غيب آگاه نيست، از كجا مي‌‌دانست كه او زنده
خواهد ماند تا به اين نيت، او را از خطر حفظ كند؟
ما مسئله فضيلت و برتري افراد را بر قرآن عرضه مي‌‌كنيم. قرآن، فضيلت و برتري را در كثرت جهاد مي‌‌داند و مي‌‌فرمايد:
(فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَي الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً) (نساء: 95)
خدا مجاهدان را بر ديگران كه از جهاد بازمانده‌اند برتري بزرگي بخشيده است.
علي ( عليه السلام ) در 26 غزوه و چندين سريّه شركت كرده و اگر جانفشاني‌‌هاي علي ( عليه السلام ) در جنگ بدر و احد نبود، مسلمانان با دشواري بزرگي روبرو مي‌‌شدند. مطالعه سيره ابن هشام، عظمت جهاد علي ( عليه السلام ) را به روشني ثابت مي‌‌كند. اكنون مي‌‌پرسيم آن كس كه شما او را خليفه مي‌‌دانيد، آيا در طول عمر خود در ميدان نبرد از خود رشادتي نشان داده است و دشمن را شكست داده و يا لااقل مشركي به دست او كشته شد، يا فقط، سياهي لشكر بود؟ مي‌‌دانيد كه حتي در جنگ احد، شيخين از صحنه فرار كردند و به كوه پناه بردند؛ زيرا تصور مي‌‌كردند كه پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) كشته شده است؟1
من از بازگويي تاريخ در اين مورد خوشحال نيستم امّا بيهوده‌سرايي‌‌هاي بعضي سبب مي‌‌شود كه انسان، پرده از روي حقايق بردارد. (1)

1. جدال احسن (نقد و بررسی شبهات وهابیان)، آیت الله سبحانی، ص 179.