فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
اهل بیت و امامت
آيا احاديث امامان، در رديف احاديث پيامبر است؟
مـي‌گـوينـد: شيعيـان، احـاديث امـامـان خـود را همسـان بـا احـاديث پيـامبـر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) مي‌‌داننـد وقتـي كـه حـديث را از امـام صـادق يا امـام بـاقر(هما) نقل مي‌‌كنند، بقيه سند را ذكر نمي‌كنند. آيا اين بدان معني نيست كه وحي بر آنها نازل مي‌‌شود؟

پاسخ
پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) ، به هنگام رحلت دو حجت در ميان مردم نهاد يكي قرآن، و ديگري عترت، از اينکه عترت در كنار قرآن قرار گرفته است مي‌‌توان گفت كه آنان نيز بسان كتاب خدا معصومند، و آگاهي آنان از معارف و احكام مربوط به تعليم الهي است و هرگز از ديگران اخذ نكرده‌اند، و اين نوع آموزش غيبي بدون داشتن مقام نبوت، چيز جديدي نيست. قرآن، فردي را معرفي مي‌‌كند درحالي‌که او پيامبر نبوده، آموزش‌‌هاي غيبي داشته است. خدا درباره فردي كه بنا شد موسي ( عليه السلام ) با او ملاقات كند و از او آموزش بگيرد، چنين مي‌‌فرمايد:
(فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً) (کهف: 65)
بنـده‌اي از بنـدگـان مـا را يـافت كـه مـا از پيش خـود، نعمتـي داده بـوديـم و دانشـي از نـزد خـود به او آموختـه بـوديـم.
چون موسي ( عليه السلام ) از واقعيت اين مرد، آگاه بود، هنگامي كه به او رسيد، چنين گفت:
(هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلي أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً) (کهف: 66)
اجازه مي‌‌دهي با تو همراهي كنم، تا از آن رشد و آگاهي كه خدا به تو داده، مرا نيز بياموزي؟
از ايـن بيـان، مي‌‌تـوان مسئله علـم و دانش امـامـان را دريـافت. آنـان بـه امـر الهـي، بـراي تكميـل دين، آموزش‌‌هاي غيبي داشته‌اند و نزد كسي درس نخوانده‌اند و پيش استادي زانو نزده‌اند، با اين همه، پاسخگوي كليه نيازهاي امت بوده‌اند.
از آنجا كه آگاهي آنان از جهان غيب بود، خود امامان شيعه آشكارا مي‌‌گويند كه احاديث ما همان احاديث رسول خداست. امام صادق ( عليه السلام ) مي‌‌فرمايد: حديث من، حديث پدرم امام باقر ( عليه السلام ) ، و حديث او حديث پدرش سيدالساجدين ( عليه السلام ) و حديث او، حديث پدرش حسين بن علي ( عليه السلام ) و حديث او حديث اميرمؤمنان ( عليه السلام ) و حديث وي حديث رسول خداست(1) و لذا وقتي سند به يكي از اين امامان مي‌‌رسد، ذكر بقيه امامان لازم نيست. (2)

1. كافي، ج1، ص 53، باب رواية كتب الحديث.
2. جدال احسن (نقد و بررسی شبهات وهابیان)، آیت الله سبحانی، ص 200.