فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
اهل بیت و امامت
عصمت امامان و انديشه غلو
مي‌گويند: شيعيان معتقدند كه امامان آنان، پيراسته از گناه مي‌‌باشند و اين نوعي غلوّ در حق آنان است.

پاسخ
در گذشته يادآور شديم، غلوّ تجاوز از حدّ و مرز است، و اعتقاد به ‹عصمت›، تجاوز از حدّ و مرز بندگي نيست، به دليل اينکه پيامبران نيز بندگان خدا بودند و در عين حال معصوم بودند، حتي مريم عذرا كه پيامبر نبود، عصمت داشت. قرآن مجيد مي‌‌فرمايد:
(يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفاكِ عَلي نِساءِ الْعالَمِينَ) (آل عمران: 42)
اي مريم خدا تو را برگزيد و پاك ساخت و بر تمام زنان جهان برتري داد.
واژه (طَهَّرَكِ) در اينجا حاكي از عصمت اوست، زيرا مقصود، پيراسته ساختن مريم از رذايل اخلاقي و انديشه‌‌هاي باطل و
غير صحيح است. حضرت زهرا به حكم حديثي كه اكنون يادآور مي‌‌شويم، معصوم است. چنان‌که مي‌‌فرمايد:
إنَّ اللهَ يَرضَي لِرِضي فاطمةَ وَيَغضِبُ لِغَضبِها.(1)
آنجا كه فاطمه راضي شود خدا نيز راضي مي‌‌شود و آنجا كه فاطمه خشمگين گردد، خدا نيز خشم مي‌‌گيرد.
بنابراين رضا و خشم خدا، درست مطابق با رضا و خشم فاطمه است، از اين جهت بايد رضاي او پيوسته بر محور حلال و خشم او بر محور حرام گردش كند، تا اين مطابقت و هماهنگي درست درآيد.
اگر نعوذبالله فاطمه بر كار خلاف راضي شود، ناچار بايد خدا نيز بر آن راضي گردد، درحالي‌که اين كار در حق خدا محال است. زيرا هيچ‌گاه خدا بر چنين امري راضي نمي‌شود، چنان‌که مي‌‌فرمايد:
(قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَي اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ) (اعراف: 28)
بگو خدا به زشتي‌ها فرمان نمي‌دهد، آيا درباره خدا چيزي مي‌‌گوييد كه نمي‌دانيد؟
از اين بيان نتيجه مي‌‌گيريم كه رضاي آن حضرت پيوسته بر امور پسنديده و مطلوب خدا و خشم او بر امور ناپسند و مغضوب خدا تعلق مي‌‌گيرد و اين همان معني عصمت است.
قرآن درباره اهل بيت پيامبر مي‌‌فرمايد:
(إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (احزاب: 33)
خداوند فقط اراده كرده است كه پليدي را از شما خاندان بزدايد و شما را پاكيزه گرداند.
مراد از اين تطهير، تطهير مادي نيست كه لباس و بدن آنها پاكيزه گردد؛ زيرا اين افتخاري نيست و همه انسان‌‌هاي عاقل در اين امر، با آنان شريكند، بلكه مراد، تطهير از رذائل اخلاقي و تمايلات پست و پليد است چنان‌که مراد از اراده در اين آيه، اراده تشريعي و قانوني نيست؛ زيرا چنين اراده‌اي به همه تعلق گرفته، و خداوند از همه پاكي از زشتي‌ها را خواسته است، ولي در اين آيه به صورت يك ويژگي اين اراده را آشكار مي‌‌سازد. و اين حاكي از آن است كه اين اراده خاص، غير از آن اراده مطلق و گسترده است كه به همه تعلق گرفته است، بالأخص با كلمه (إِنَّما) كه حاكي از حصر است، آيه را آغاز كرده است و نشان مي‌‌دهد كه اين فضيلت، فقط به اين خاندان اختصاص دارد.
براي توضيح بيشتر كه اراده در اينجا، اراده تشريعي نيست، يادآور مي‌‌شويم كه منظور از اراده تشريعي همان اوامر و نواهي الهي است، مثلاً خداوند از ما نماز و روزه و حج و جهاد را خواسته است. اين اراده تشريعي است، معلوم است كه اراده تشريعي به افعال ما تعلق مي‌‌گيرد، نه افعال خداوند درحالي‌که در آيه فوق، متعلق اراده، افعال خداست، مي‌‌گويد: خدا اراده كرده است كه پليدي را از شما بزدايد، بنابراين چنين اراده‌اي بايد تكويني باشد، و مربوط به خواست خداوند در عالم تكوين.
افزون بر اين، مسئله ‹اراده تشريعي› نسبت به پاكي و تقوا، انحصار به اهل بيت ( عليهم السلام ) ندارد، چرا كه خدا به همه دستور داده است، پاك و با تقوا باشند، و اين، مزيتي براي آنها نخواهد بود، زيرا همه مكلفان مشمول اين فرمانند.
به هر حال، اين موضوع يعني اراده تشريعي، نه تنها با ظاهر آيه سازگار نيست، كه با احاديث و روايات فراواني نيز سازش ندارد كه سخن از يك مزيّت والا و ارزش مهم براي اهل بيت دارد.
‹رجس› در اين آيه به معني پليدي ظاهري نيست، بلكه اشاره به پليدي‌‌هاي اخلاقي و معنوي و دروني است كه همه گناهان و آلودگي‌‌هاي عقيدتي و اخلاقي و عملي را در برمي‌گيرد.
نكته مهم آخر اينکه ‹عصمت› يك حالت تقواي الهي است كه به امداد پروردگار در پيامبران و امامان، پديد مي‌‌آيد، با اينکه مي‌‌توانند گناه بكنند، ولي با اختيار خود، از آن چشم مي‌‌پوشند، درست مانند پزشكي كه چون خطرات يك مادّه سمي را مي‌‌داند، هرگز از آن نمي‌خورد، و آگاهي او سبب مي‌‌شود كه با ميل و اراده خود از آن كار چشم بپوشد.
اين نكته نيز لازم است كه تقواي الهي و عصمت، به خاطر مسئوليت سنگين رهبري به آنها داده شده و اين امتيازي است كه سود آن به مردم مي‌‌رسد. درست مانند قدرت تشخيص و سنجش و پرهيز از خطا كه به چشم و مغز داده شده و تمام بدن به وسيله آن از خطر و آسيب، به دور مي‌‌ماند.
خداوند از آنجا كه مي‌‌خواهد تضميني براي جلوگيري از انحراف و نابودي و بدبختي جامعه ايجاد كند، رهبران الهي را به قدرت عصمت مجهز مي‌‌سازد. و اين كار مسئوليت سنگيني براي رهبران ايجاد مي‌‌كند كه حتي از گناهان كوچك و ترك اولي نيز بايد خودداري كند و اين نشان‌دهنده محوري بودن عدالت و پاكدامني و درستكاري در دين مقدس اسلام است. (2)

1. مستدرك حاكم، ج3، ص 154؛ مجمع الزوائد هيثمي، ج9، ص 203.
2. جدال احسن (نقد و بررسی شبهات وهابیان)، آیت الله سبحانی، ص 206.