فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پرسشها و پاسخها
آيا خدا در روز رستاخيز ديده خواهد شد؟
فلاسفه اسلامى، دانشمندان اماميه و گروه معتزله، با دلايل روشن ثابت كرده اند كه وجود خدا بالاتر از آن است كه در افق رؤيت انسان قرار گيرد. اما از نظر گروهى ظاهر آيه 23 از سوره قيامت نشان مى دهد كه بندگان صالح خداوند، در رز رستاخيز او را مى بينند ; چنان كه مى فرمايد: (اِلَى رَبِّهَا نَاظِرَة) به سوى پروردگار خود مى نگرند. اكنون سؤال مى شود كه مقصود از آيه چيست؟

پاسخ

«عزير» همان «عزراء» در لسان يهود است. در تاريخ آمده است: بخت النصر فرمانرواى بابل، فلسطين را فتح كرد و معبد يهود را ويران ساخت، كتاب هاى آنان را سوزانيد، رجال آنها را كشت، زنان و كودكان و پيران از كار افتاده را اسير كرد و روانه بابل ساخت و اين گروه قريب به يك قرن در آنجا ماندند.
كورش بابل را در سال 457 پيش از ميلاد گشود، اسيران يهود را آزاد ساخت و اجازه داد كه آنان به مراكز خود بازگردند و تورات را دوباره بنويسند. در اين موقع، «عزراء» تورات را از حفظ نوشت و به خاطر اين موقعيتى كه نصيب وى گرديد، در يان يهوديان «ابن الله» ناميده شد. قرآن مجيد، اين حقيقت را در آيه زير حكايت مى كند: (وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌابْنُ اللَّـهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّـهِ)(1)
يهود گفتند كه عزير فرزند خدا است و نصارى گفتند كه مسيح فرزند خدا است.
برخى، از عطف مسيح بر «عزير» چنين نتيجه مى گيرند كه فرزند بودن عزير در اعتقاد يهود، به سان فرزند بودن مسيح و به معناى الوهيت و معبود بودن او است و به گمان آنان جزئى از الوهيت در او است. روى اين اساس، از ميان قديسين، عزير نيز جزء معبودها شمرده شده است. ولى قراين ديگرى گواهى مى دهد كه پسر بودن او جنبه تشريفى و مجازى و براى اظهار علاقه و به منظور احترام و تكريم بوده است، هم چنان كه يهوديان و مسيحيان ، مجموع ملت خود را «ابناءالله» -فرزندان خدا- مى خوانند; چنان كه مى فرمايد:
(وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَي نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّـهِ وَأَحِبَّاؤُهُ)(2)
يهود، و نصارى گفتند كه ما فرزندان خدا و دوستان او هستيم.
بنابراين هيچ بعيد نيست كه «ابن الله» بودن حزرت عزير، جنبه تشريفى باشد. اگر قراين ديگرى بر اين كه مسيح نزد نصارى واقعاً فرزند خدا شمرده مى شود و دست نبود، درباره او نيز همين احتمال حاكم بود.
گواه روشن بر اين كه اين اضافه جنبه تشريفى دارد، اين است كه در آيه زير، هنگامى كه از ربوبيّت احبار و راهبان سخن مى گويد نامى از مسيح مى برد، بدن اين كه از عزير سخنى به ميان آورد; چنان كه مى فرمايد:
(اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابا مِّن دُونِ اللَّـهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ) (3)
علما و راهبانشان را معبودانى جز خدا اتخاذ كرده اند، و مسيح بن مريم را نيز.
اگر به درستى عقيده يهود درباره عزير ، الوهيت بود، بسيار مناسب بود كه در اين آيه نامى از عزير نيز برده شود.(4)

1. سوره توبه، آيه 30.
2 . سوره مائده، آيه 18.
3. سوره توبه، آيه 31.
4 . پرسشها و پاسخها، آيت الله جعفر سبحاني، ص101.