فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
امام مهدی علیه السلام از دیدگاه شیعه
شبهه 10
داستان مهدی طبق عقیده شیعه دوازده امامی، داستان عجیب و خیالی است که به یکی از اسطوره‏های زمان تبدیل شده است.

داستان مهدی طبق عقیده شیعه دوازده امامی، داستان عجیب و خیالی است که به یکی از اسطورههای زمان تبدیل شده است. [ر.ک: همان، ص 22]

پاسخ:

مشرکان و افسانه خواندن دین

حضرت مهدی (عج) حقیقتی تابناک از حقایق دین است و افسانه خواندن آن، سخن تازه‌ای نیست و در حقیقت این نخستین بار نیست که حقایق دینی، اسطوره و افسانه خوانده می‌شود. قرآن کریم نقل می‌کند یکی از مهم‌ترین دست آویز‌های دشمنان اسلام بر ضد قرآن و اسلام، افسانه و اسطوره خواندن آن بوده است:
إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطيرُ الأَوَّلين؛[37] 
چون آيات ما بر او خوانده شود، گويد: افسانههاى پيشينيان است.
روشن است که این، نهایت دشمنی با حق و نهایت عجز و بی‌منطقی را می‌رساند که به جای ارائه دلیل و منطق، از راه جو سازی به مبارزه با حق می‌پرداختند. قرآن در جواب اینان می‌گوید:
«قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين.[38]
بگو: اگر راستگوييد برهان (دليل روشن) خويش را بياوريد.
ما نیز توصیه می‌کنیم به جای تهمت، افترا و دورغ پراکنی، اگر منطق دارید آن را ارائه دهید.

احادیث مهدویت

مهدویت، حقیقت است و ادله امامت فرزند امام حسن عسکری (ع) روشن و واضح است و غیبت او نیز دارای ادله‌ای واضح و روشن و محکم می‌باشد. در مورد ولادت و امامت حضرت مهدی و اینکه وی فرزند امام حسن عسکری است، 426 حدیث و در مورد غیبت او بیش از صد حدیث در منابع معتبر شیعه وجود دارد.[39] نادیده گرفتن و انکار آن چون نادیده گرفتن خورشید است. این موضوعات چون به تدریج اتفاق افتاده، اعتقاد تفصیلی به آن، پس از تحقق آن لازم است؛ نه قبل از تحقق آن. همان گونه که اعتقاد تفصیلی به وجود حضرت محمد (ص) شخصیت وی، پس از بعثت آن بزرگوار لازم گشته و تا قبل از رسالت ایشان، همان اعتقاد اجمالی برای مؤمنان کافی بوده است. [40]

[37]. قلم، آیه 15.
[38]. نمل، آیه 64 .
[39]. ر.ک: لطف الله صافی، منتخب الاثر، ج 2، ص 369 – 416؛ ما در پاسخ شبهه های 69 تا 79 در این کتاب به نمونه‌های از این احادیث اشاره خواهیم کرد.
[40]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضي ترابي، ص 59.