فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
امام مهدی علیه السلام از دیدگاه شیعه
شبهه 11
غیبت محمد بن حسن عسکری از انظار مردم و عدم خروج و رهبری دینی و سیاسی امت اسلام، که با وجود اعتقاد به ضرورت وجود او و نیاز امت به او یک تناقض است. به عبارت دیگر امام و رهبری امت که در حال غیبت باشد، چه فایده برای مردم دارد؟

غیبت محمد بن حسن عسکری از انظار مردم و عدم خروج و رهبری دینی و سیاسی امت اسلام، که با وجود اعتقاد به ضرورت وجود او و نیاز امت به او یک تناقض است. به عبارت دیگر امام و رهبری امت که در حال غیبت باشد، چه فایده برای مردم دارد؟ [ر.ک: همان، ص 24]

پاسخ:

لطف بودن وجود امام مهدی (عج)

خواجه نصیر الدین طوسی - از متکلمان بزرگ شیعه - با یک جمله علمی کوتاه شبهه فایده وجود امام مهدی را چنین پاسخ داده است:
وجود وی لطف است و تصرف وی لطف دیگر است و غیبتش از سوی ماست.[40] 
به تعبیر روشن، وجود حضرت مهدی (عج) لطف است و تصرف و کارهای ایشان لطف دیگر است و غیبت وی، از کوتاهی‌های مردم ناشی می‌شود.

بیان لطف بودن وجود امام مهدی (عج)

1. وجود ولی کامل خدا در روی زمین، موجب نزول رحمت الهی و دفع بلا‌های بزرگ و انواع محنت‌ها از مردم می‌شود؛ چنان که قرآن کریم دربارۀ پیامبر (ص) می‌فرماید:
«وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ...[41]
و خدا آنها را عذاب نمىكند؛ در حالى كه تو در ميان آنها هستى...»
آنچه برای پیامبر (ص) ثابت است در یک مرتبه پایین‌تر برای اوصیای او و اهلبیتش نیز ثابت است. پیامبر اکرم دربارۀ اهلبیت خود فرموده است:
ستارگان وسیلۀ امنیت برای اهل آسمان می‌باشند. هرگاه آنها از بین بروند، آنچه بر آسمانیان وعده داده شده بر ایشان خواهد آمد و من تا زمانی که هستم، امنیت برای اصحاب خویش می‌باشم. وقتی از دنیا رفتم، بر اصحابم آنچه که وعده داده‌ شده است خواهد آمد و اهل بیت من وسیلۀ امنیت برای امتم است، وقتی که اهل بیت من از بین بروند، بر امتم آنچه که وعده داده شده خواهد آمد.[42]
حاکم نیشابوری این حدیث را صحیح دانسته است و ده‌ها حدیث معتبر دیگر در منابع شیعه و سنی که بر همین مضمون دلالت صریح دارند، این روایت دلیل محکمی است بر اینکه وجود اهل بیت مانع نزول انواع بلاها بر امت است. بنابراین وجود حضرت مهدی (عج) وسیله امنیت برای امت است؛ و مراد از اهل بیت به نص پیامبر (ص) در زمان خودشان علی و فاطمه و حسن و حسین (ع ه) است و پس از امام حسین (ع)، امام زین‌العابدین (ع) است و تا به امام مهدی (عج) همه امامان به نص امام قبلی معین شده‌اند. همه تفسیر های دیگر غیر از این، دربارۀ اهل بیت و اینکه آنان چه کسانی اند، اجتهاد در مقابل نص است. چنانکه شوکانی در ارشاد الفحول به این معنا اعتراف کرده است.[43] مراد خواجه نصیر الدین طوسی نیز همین معناست. [44]
2. اعتقاد به وجود امام و رهبری که از سوی خداوند تعیین گردیده و در میان مردم زندگی می‌کند و از وضع ایشان به اذن خدا مطلع است و منتظر فرمان خدا برای قیام است، در خودداری کردن مردم از کارهای زشت و نزدیک‌ شدنشان به صلاح، مؤثر است.
برای روشن شدن این موضوع به این مثال توجه کنید: فرض کنید عده‌ای سرباز به ظاهر مغلوب دشمنان دین شده‌اند، اگر بدانند که فرمانده شان زنده است، قدرت روحی بیشتری در خود احساس می‌کنند. بر عکس، اگر بفهمند که فرمانده نیز کشته شده، در این صورت، مقاومت خود را به کلی از دست می‌دهند و در هم می‌شکنند. 
حال مؤمنان هم نسبت به اهل بیت (ع ه) چنین است؛ اگر بدانند امامِ حقّی که حجت خدا بر مردم است، زنده و از احوال آنان آگاه می‌باشد و ممکن است بهاذن خدا هر لحظهای قیام کند و دشمنان را از بین ببرد، نور امید در دلشان همواره فروزان خواهد بود و این، قدرت آنان را در برابر فشارهای ستمگران و پیروان باطل زیاد می‌کند. در مقابل، اگر چنین باوری نداشته باشند، طبعاً قدرت مقاومت کمتری در برابر باطل خواهند داشت.

غیبت مانع از تصرف اولیای الهی نیست

اما اینکه تصرف او لطف دیگر است توضیحش این است که: در منطق قرآن غیبت و شناخته نبودن مردان الهی، سبب نمی‌شود که در این عالم تصرف نداشته باشند؛ بلکه آنها و یاران خاصشان همواره در کارند و به اذن الهی در عالم تصرفاتی را برای تقویت حق انجام می دهند. نمونه بارز آن در قرآن کریم همان صاحب موسی (حضرت خضر) است که به صورت ناشناخته در میان مردم زندگی کرده و به دستور خدا به صورت ناشناخته تصرفاتی را در عالم برای حمایت از حق انجام داده است. قرآن سه نمونه از تصرفات او را که همگی به صورت ناشناخته و مخفیانه انجام شده به این شرح بیان فرموده است:
1. سوراخ کردن کشتی فقرا برای نجات ایشان از دست سلطان ظالم:
فَانطَلَقَا حَتىَّ إِذَا رَكِبَا فىِ السَّفِينَةِ خَرَقَهَا.[45]؛ آن دو به راه افتادند تا آنكه سوار كشتى شدند، [خضر] كشتى را سوراخ كرد... .
2. کشتن یک جوان غیر صالح برای نجات والدین ایشان از شر وی:
فَانطَلَقَا حَتىَّ إِذَا لَقِيَا غُلامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَ قَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةَ  بِغَيرْ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْا نُّكْرًا[46]؛ باز به راه خود ادامه دادند، تا اینکه  نوجوانى را ديدند و او آن نوجوان را كشت. [موسى] گفت: «آيا انسان پاكى را، بى آنكه قتلى كرده باشد، كشتى!؟ به راستی كار زشتى انجام دادى!
3. تعمیر دیوار برای محفوظ بودن گنجی که در آن قرار داشت و متعلق به یتیمان بود:
فَانطَلَقَا حَتىَّ إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْاْ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ  قَالَ لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا.[47]؛ باز به راه خود ادامه دادند تا به مردم قريهاى رسيدند، از آنان خواستند كه به ايشان غذا دهند؛ ولى آنان از مهمان كردنشان خوددارى نمودند [با اين حال] در آن جا ديوارى يافتند كه مىخواست فرو‌ ریزد و [آن مرد عالم] آن را برپا داشت.
حضرت خضر در برابر اعتراض موسی گفت: همه این کارها را به دستور و اذن پروردگار انجام داده است:
وَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِى  ذَالِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبرًا.[48] ؛
و من آن [كارها] را خودسرانه انجام ندادم؛ اين بود راز كارهايى كه نتوانستى در برابر آنها شكيبايى به خرج دهى!
پس قرآن به روشنی بیان می‌دارد که ممکن است ولیّ خدا، غایب و ناشناخته باشد؛ ولی غافل از امت خود نبوده و تصرفاتی به دستور خداوند در جهت مصلحت امت انجام دهد این در حالی است که کسی وی را نمی‌شناسد و از مأموریت الهی او هیچ خبری ندارد.

تصرفات حضرت مهدی (عج) در حال غیبت

تصرفاتی که حضرت مهدی در حال غیبت انجام می‌دهد، گوناگون است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
1. استفاده مردمان خالص از هدایت‌های وی:
آنچه که مسلم است امکان تشرف برای عموم مردم در دوران غیبت کبری به محضر امام مهدی (عج) وجود ندارد، اما هیچ دلیلی وجود ندارد که عده‌ای از صالحان و پرهیزگاران، نتوانند به محضر وی شرفیاب شوند. البته برای اینکه جلوی هر گونه سوء استفاده و ادعای بابیت گرفته شود، از ادعای مشاهده منع شده است و کسانی که چنین ادعایی بکنند دروغگو هستند اما این انکارِ اصل امکان تشرف نیست و در نتیجه، امت با وجود غیبت مهدی (عج) از نور او بهره‌مند بوده و هستند.   

اعتراف فخر رازی  به ولی غایب و معصوم

فخر رازی از متکلمان و مفسران معروف اهل سنت در کتاب المطالب العالية دربارۀ لزوم وجود ولیِّ کامل در روی زمین، نظر شیعه را در مورد امام زمان تایید کرده، می‌نویسد:
پس ثابت شد که آن شخص، انسان کامل و قطب این عالم عنصری است و دیگران همه تابع او هستند؛ و عده‌ای از شیعیان امامیه وی را امام معصوم می‌نامند و گاهی او را صاحب‌الزمان نیز می‌نامند و می‌گویند که وی غایب است. حقیقتا آنها در هر دو ویژگی (معصوم بودن و غایب بودن وی) راست گفتند، چون وقتی که وی از نقایصی که در دیگران وجود دارد، به دور باشد، از نقایص یاد شده، معصوم است. همچنین وی صاحب زمان است؛ چرا که ما بیان نمودیم که وی در آن زمان مقصود بالذات است و دیگران همگی تابع وی هستند و باز او غایب از خلق می‌باشد؛ چرا که خلق نمی‌دانند که وی با فضیلت‌ترین و کامل‌ترین آن دوران است.[49]
2. امداد به در‌ماندگان
چنان که در داستان موسی و تصرفات آن مرد الهی گذشت، یکی از راه های امداد های غیبی و شاید اصلی‌ترین راه آن، امداد غیبی توسط اولیای الهی برای بیچارگان است. و قطعاً حضرت مهدی (عج) همواره در حال انجام این نوع مأموریت‌های غیبی الهی است.
برخی از محدثان اهلسنت نیز نقل کرده‌اند اگر در بیابانی گم شدید و چاره ای نداشتید، بندگان صالح خدا را صدا بزنید که به اذن خدا به شما کمک می‌کنند. عتبه بن غزوان از پیامبر نقل کرده است که فرمود:
هرگاه یکی از شما در بیابان چیزی را گم کرد و یا به کمکی نیاز داشت، در جایی که کسی در آنجا نیست، بگوید: ای بندگان خدا به من کمک کنید. چون برای خدا بندگانی هست که ما آنها را نمی‌بینیم.[50]
البته این حدیث هم می‌تواند ناظر به ملائکه و هم ناظر به انسان‌هایی باشد که به اذن خدا از دیده‌ها پوشیده هستند. شاید فرمایش نقل شده از حضرت مهدی علیهالسلام به این جواب اشاره دارد که فرمود:
اما نفع بردن مردم از من در زمان غیبتم، چون نفع بردن از خورشید است زمانی که به وسیله ابرها از چشم‌ها پنهان شود.

موانع لطف فراگیر

اما دربارۀ اینکه غیبت او از ناحيه ماست، گفتنی است که پیروزی نهایی دین اسلام دارای سه مرحله است:
1. رساندن پیام‌های الهی و تبیین قرآن کریم و بیان آنچه از دین در مدت زندگی پیامبر (ص) قابل تبیین بوده است. پیامبر اکرم این امر را انجام داده و دین را به صورت کامل به مردم رسانده است که از جمله آن، تعیین جانشینان دوازده‌گانه است تا آنچه از امور جدید پیش می‌آید و نیاز به تفسیر و تبیین قرآن و احادیث پیامبر دارد، بدون دخالت دادن رای و نظر شخصی با الهام الهی (یعنی با علم موهبتی) برای مردم بیان کنند.
2. تبیین هر آنچه مردم برای فهم صحیح دین نیاز داشتند، تفسیر و تبیین قرآن کریم و احادیث نبوی، نشان دادن چگونگی پاسخ گویی به مسائل تازه (مثل بیان احکام مختلف جنگ بین خود مسلمانان) برای مردم. و این امر در مدت یازده امام معصوم پس از پیامبر (ص) محقق گردیده است؛ به طوری که هیچ مسئله ای از مسائل مربوط به فهم دین مبهم نماند.
3. مرحلۀ تحقق کامل دین در کل جامعه بشری هدفی است که از یک سو نیاز به رهبر معصومی دارد که بتواند چنین هدف گسترده‌ای را محقق سازد و از سوی دیگر نیازمند آمادگی در خود مردم است؛ یعنی برای تحقق آن، باید مردم آمادگی پذیرش آن را داشته باشند و چون چنین آمادگی در بشر به وجود نیامده، این بُعد از لطف وجود امام محقق نشده است. علامه در کشف المراد چنین می‌گوید:
فكان منع اللطف الكامل، منهم لا من اللَّه تعالى ولا من الإمام؛
پس منع لطف کامل، به سبب خود مردم بوده است؛ نه از سوی خدا و نه از سوی امام.
اگر عثمان الخمیس تعصب کور را کنار بگذارد، خواهد فهمید که وعده های خداوند و پیامبر (ص) خواب و خیال نیست؛ بلکه عین حقیقت است؛ هر چند این وعده برای کافران و منافقان و دشمنان اهلبیت خوشایند نیست. قرآن در این باره می فرماید:
هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون؛[51]
او كسى است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيينها غالب گرداند؛ هر چند مشركان كراهت داشته باشند!
چنین روزی که اسلام بر همه ادیان غالب شود تا کنون نیامده است؛ چرا که اکثر مردم جهان پیرو دین آسمانی نیستند و حتی آنهایی که به خدا و پیامبران عقیده دارند نیز بیشترشان غیر مسلمانند. پس چنین روزی که قرآن وعده آن را داده است، قطعاً به دست مهدی موعود محقق خواهد شد. پیامبر (ص) فرمود:
اگر از روزگار یک روز بیشتر نماند، خداوند مردی از اهل بیت مرا مبعوث خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود؛ چنان که پر از ستم شده است.[52] [53]

[40]. تجريد الاعتقاد، ص 221.
[41]. انفال، آیه 33.
[42]. «النجوم أمان لأهل السماء ، فإذا ذهبت أتاها ما يوعدون، وأنا أمان لأصحابي ما كنت، فإذا ذهبت أتاهم ما يوعدون وأهل بيتي أمان لأمتي، فإذا ذهب أهل بيتي أتاهم ما يوعدون» صحيح الإسناد ولم يخرجاه» ر.ک: المستدرك علی الصحيحين، ج 2، ص486، ح 3676 طبراني و دیگران نیز احادیثی با این مضمون نقل نموده اند. و مناوی گفته که به لحاظ کثرت طرق، ممکن است «حسن» شمرده شود. ر.ک: به فیض القدیر، ج 6 ، ص  97.
[43]. شوکانی، ارشاد الفحول، ج 1 ص 222.
[44]. در سخنی از حضرت مهدی (عج) نقل شده است که مى‏فرماید: «ما رعایت حال شما را اهمال نمی‌کنیم. و یاد شما را از خاطر نمی‌بریم. اگر این چنین نبود گرفتاری بر شما نازل مى‏شد و دشمنان با شما به ستیز برمی‌خواستند.» ر.ک:  الاحتجاج، ج 2، ص 497.
[45]. کهف، آیه 71.
[46]. همان، آیه 74.
[47]. همان، آیه 77.
[48]. همان، آیه 82.
[49].  فثبت أن ذلك الشخص هو الكامل و ثبت: أن ذلك الشخص هو القطب لهذا العالم العنصري، و ما سواه فكالتبع له. و جماعة «الشيعة الإمامية» يسمونه بالإمام المعصوم. و قد يسمونه بصاحب الزمان. و يقولون. بأنه غائب. و لقد صدقوا في الوصفين أيضا. لأنه لما كان خاليا عن النقائص، التي هي حاصلة في غيره، كان معصوما من تلك النقائص. و هو أيضا صاحب الزمان، لأنا بينا: أن ذلك الشخص هو المقصود بالذات في ذلك الزمان، و ما سواه فالكل أتباعه. و هو أيضا: غائب عن الخلق لأن الخلق لا يعلمون أن ذلك الشخص هو أفضل أهل هذا الدور و أكملهم». المطالب العالية من العلم الالهي، ج 8، ص106، دار الکتب العربي بیروت.
[50]. ر.ک: مجمع الزوائد، ج 10، ص 132. هیثمی در کتاب یاد شده بخشی را به این نوع احادیث اختصاص داده است.
[51]. توبه، آیه 33.
[52]. سنن ابی داود، ج 2، ص 54.
[53]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 54.