فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
امام مهدی علیه السلام از دیدگاه شیعه
شبهه 12
یکی از علمای شیعه می‏گوید: مهدی هر چند که از دیدگان ما مخفی و پوشیده است؛ ولی منافی این نیست که هرگاه فرد درمانده‏ای به او پناه ببرد، به او کمک نماید. الامام المهدی و ظهوره، ص 325. چگونه یک مسلمان در هنگام گرفتاری ها به غیر خدا پناه می‏برد؟

یکی از علمای شیعه میگوید: مهدی هر چند که از دیدگان ما مخفی و پوشیده است؛ ولی منافی این نیست که هرگاه فرد درماندهای به او پناه ببرد، به او کمک نماید. الامام المهدی و ظهوره، ص 325. چگونه یک مسلمان در هنگام گرفتاری ها به غیر خدا پناه میبرد؟ [ر.ک: همان، ص 27-26]

پاسخ:

یاری خواستن از غیر خدا

کسانی که مبانی و اصول مذهب آنها بر مغالطه استوار است، همواره از راه مغالطه وارد بحث می‌شوند و همه جا آن را تکرار می‌کنند. در  اینجا نیز همان مغالطه معروف وهابیت را در باب توسل و استغاثه به غیر خدا تکرار کرده‌اند. برای روشن شدن مطلب باید به این نکته دقیق - که هر مسلمانی با فطرت خود آن را درک می‌کند - توجه شود تا مغالطه وی روشن گردد. در سوره فاتحه می‌خوانیم:
ایاک نعبد وایاک نستعین؛ ما تنها تو را عبادت می‌کنیم و تنها از تو یاری می‌جوییم.
در این آیه، یاری خواستن تنها از خدا و یاری نخواستن از غیر او از سوی مسلمانان در نماز و غیر نماز تکرار می‌شود؛ حال این سؤال مطرح می‌شود که:
چگونه این آیه یاری جستن را مخصوص خدا قرار می‌دهد، حال آنکه همه ما در زندگی خود هر روز از اشخاص متعدد و از وسایل و اشیای زیادی یاری می‌خواهیم؛ مثلاً اگر بیمار شویم، برای رفع آن از دکتر یاری می‌خواهیم. اگر نیاز به ساختن خانه داشته باشیم، از معمار و مهندس یاری می‌خواهیم. اگر باری را نتوانستیم حمل کنیم، از کسی که توانایی دارد کمک می‌خواهیم. همچنین از اشیای مختلف چون داروها، وسایل حمل و نقل، لباس، غذا و... برای رسیدن به مقاصد خود یاری می‌گیریم؛ به طوری که اگر یاری آن اشخاص یا اشیاء نباشد، ادامه زندگی برای ما ممکن نمی‌شود. 
پس چگونه می‌شود ما در نماز می‌گوییم: ما به عنوان موحد تنها از تو یاری می‌جوییم؛ ولی در عین حال همواره از دیگران نیز یاری می‌طلبیم؟ هیچ کسی نیست که هر چند در مرتبه عالی توحید قرار داشته باشد از دیگران یاری نجوید.
پس یاری خواستن از دیگران به دو صورت ممکن است: گاهی یاری خواستن از چیزی یا از شخصی به این صورت است که یاری جوینده او را مستقل در تأثیر می‌داند؛ مثلاً می‌گوید: این دکتر و این دوا من را خوب خواهد کرد، چه خدا بخواهد و چه نخواهد. یاری جستن به این نحو از غیر خدا شرک است و کفر، چنین یاری جستنی از انسان موحد و مسلمان صادر نمی‌شود.
گاهی یاری جستن از دیگران به این نحو است که اگر خدا بخواهد این شخص یا این چیز مشکل من را برطرف می‌کند، (یعنی به اذن خدا، او را مؤثر بداند)، این نه تنها شرک نیست؛ بلکه عین توحید است. شما به دکتر مراجعه می‌کنید و از داروهایی که او می‌دهد استفاده می‌کنید؛ در حقیقت برای معالجه بیماری از او یاری می‌جویید و از او کمک می‌خواهید ولی چون مسلمان هستید، می‌دانید که اگر خدا نخواهد، هیچ چیزی در عالم محقق نمی‌شود و این دارو یا دکتر وسیله‌ی بیش نیستند. اگر با این توجه از او کمک بخواهید، عین توحید است و شرک نیست.
در امور معنوی نیز همین طور است. یاری خواستن و وسیله قرار دادن پیامبر (ص) یا اهلبیت (ع ه) یا استغاثه به ایشان اگر به این معنا باشد که ما آنها را مستقل در تأثیر بدانیم، این شرک و کفر است، اما اگر به معنای این باشد که به اذن و خواست خدا مشکل ما به دعای پیامبر (ص) یا اهلبیت (ع ه) او حل می‌شود، این توسل عین توحید است. توسل و استغاثه شیعیان از این قبیل است.

توسّل در سیره پیامبر (ص)

این نوع توسل همان چیزی است که خود پیامبر (ص) و اهلبیت او در احادیث معتبر در نزد اهلسنت و شیعه یاد داده‌اند و هیچ منافاتی با توحید ندارد. طبرانی، ترمذی و دیگران با چندین سند نقل کرده‌اند:
مردی ضریر (کسی که از ناحیه چشم ناراحت بود) پیش پیامبر آمد و گفت: دعا کن که خدا به من عافیت بدهد، پیامبر فرمود: اگر بخواهی برای تو دعا می‌کنم؛ اما اگر صبر کنی برای تو بهتر است. آن مرد گفت نه دعا کن. پیامبر به وی دستور داد که وضو بگیرد و وضوی خود را نیکو انجام دهد و سپس خدا را چنین بخواند: خدایا من از تو می‌خواهم و به سوی تو روی می‌آورم به وسیله پیامبرت محمد پیامبر رحمت. ای محمد! من به وسیله تو به پروردگارم روی آورده‌ام که حاجتم بر آورده شود، خدایا وی را شفیع من قرار بده.
در ادامه این حدیث نقل شده است که: آن مرد پس از آن بینا شد.
این حدیث معتبر که اکثر قریب به اتفاق محدثان آن را صحیح و سند آن را معتبر می‌دانند، فصل الخطاب دربارۀ توسل است و به مسلمانان چگونگی توسل را یاد می‌دهد.[53] 
حاکم نیشابوری دربارۀ این حدیث چنین می‌گوید: «این حدیث صحیح السند است.» طبرانی نیز می‌گوید: این حدیث صحیح است. «آلبانی» هم این حدیث را صحیح توصیف نموده است.
مسلمانان و از جمله شیعیان در توسل خود به اهلبیت (ع ه) همواره از این دو عبارت که پیامبر (ص) یاد داده است استفاده می‌کنند. مثلاً به دعای توسل معروفی که شیعیان می‌خوانند نگاه کنید؛ در این دعا، یا خطاب به خداست و از او به حق پیامبر درخواست عنایت می‌کنند یا خطاب به پیامبر و امام است و از آنها درخواست وسیله شدن و شفیع قرار گرفتن می‌کنند. پس در استغاثه به اهلبیت و امام زمان، ما تنها این دو جمله را به کار می‌بریم: یا مثلا می‌گوییم: خدایا! ما به حق حضرت مهدی از تو می‌خواهیم. یا می‌گوییم: ای مهدی! ما تو را وسیله قرار دادیم در نزد خداوند پس شفیع ما باش در نزد او که حاجت ما برآورده شود. و این شیوه همان شیوه ای است که در حدیث پیامبر اکرم آمده است.
بنابراین، استغاثه و یاری خواستن شیعیان از امام مهدی (عج) به معنای مستقل دانستن وی در برابر خدا نیست تا شرک باشد؛ بلکه به معنای وسیله دانستن او است و اینکه به اذن خدا، امداد رسانی می‌کند و این عین توحید است. [54]

[53]. عن عثمان بن حنيف -رضي الله عنه- أن رجلاً ضريراً أتی النبي -صلی الله عليه وسلم- فقال ادع الله أن يعافنیي فقال له: «إن شئت دعوت الله وإن شئت صبرت وهو خير لك» قال الرجل: فادعه، فأمره أن يتوضأ ويحسن وضوءه ويدعو الله بقوله: اللهم إني أسألك وأتوجه إليك بنبيك محمد نبي الرحمة يا محمد إني أتوجه بك إلی ربي في هذا لتقضی، اللهم شفعه في، فعاد الرجل وقد أبصر. انتهی. وأخرج هذا الحديث البخاري في تاريخه وابن ماجه والحاكم في المستدرك والسيوطي في الجامعين وشاع هذا الدعاء بين الصحابة حتی استعملوه فيما بينهم. (ر.ک:  الصحيح الجامع، حدیث: 1279، سنن الترمذي، ج 5 ص 229، كتاب الدعوات، باب119، حدیث: 3659، سنن ابن ماجة، ج 1 ص 441، مسند أحمد، ج 4 ص138 حاكم نيشابوري، مستدرك الصحيحين، ج 1، ص 313 طبع حيدر آباد الهند، المعجم الكبير، ج 9، باب ما أسند إلی عثمان بن حنيف، ص 17، حدیث: 8311 حاکم پس از نقل حدیث گفته است که: این حدیث بر اساس شرط بخاری و مسلم صحیح است. 
[54]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 62.