فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پیرامون ولادت امام مهدی علیه السلام
شبهه 73
طریق چهارم که در آن احمد بن علی رازی وجود دارد (طوسی، الغيبة، ص 238) و طوسی در الفهرست (الفهرست، ص 76 ) می‎گوید: او در حدیث قابل اعتماد نیست و به غلو متهم است.

طریق چهارم که در آن احمد بن علی رازی وجود دارد (طوسی، الغيبة، ص 238) و طوسی در الفهرست (الفهرست، ص 76 ) میگوید: او در حدیث قابل اعتماد نیست و به غلو متهم است. [ر.ک: همان، ص 94]

پاسخ:

اعتبار سند چهارم

شیخ طوسی دربارۀ وی نگفته که در حدیث قابل اعتماد نیست، بلکه سخن شیخ دربارۀ او دو جمله است:
1. وی متهم به غلو است.
2. وی آن درجه بالای ثقه بودن در حدیث را ندارد (لم‌يکن بذلك الثقة في‌الحديث)؛ اما در جواب گفتنی است:
اولاً: باید روشن شود شیخ خودش نمی گوید که وی غالی است؛ بلکه اتهام دیگران را نقل می‌کند. چنان که نجاشی هم که در دقت در رجال کم نظیر است، می‌گوید: «گفته شده است...». این گونه اتهامات وقتی مدرک آن ذکر نشود، در جرح قابل استناد نیست؛ زیرا  ممکن است چیزی در نظر کسی غلو حساب شود؛ ولی در نظر کسی دیگر امری صحیح باشد. مثل اینکه برخی از محدثان قمی هر کس را که سهو پیامبر را در نماز قبول نداشت، متهم به غلو می‌کردند، حال آنکه عقیده معظم شیعه بر این استقرار یافته است که پیامبر اکرم از اشتباه و سهو به دور است.
اما جملۀ دوم شیخ ( وی آن درجه بالای ثقه بودن در حدیث را دارا نبود) به معنای مورد اعتماد نبودن شخص و ثقه نبودن وی نیست؛ بلکه به این معناست که او درجۀ بالای ثقه بودن را نداشته است. بنابراین اگر قول او با یک ثقه در مرتبه بالا تنافی داشت، قول وی ساقط می‌شود، چون در تعارض دو روایت حدیث اوثق اخذ می‌شود.
پس این کلمه نه تنها بر مورد اعتماد نبودن وی دلالت نمی‌کند؛ بلکه دلیل بر ثقه بودن اوست. به عبارت دیگر چنان که مامقانی گفته است: «این قول آنها به مدح نزدیك‌تر است تا به ذم او».[191]
دلیل این مطلب آن است که شیخ طوسی، از وی روایات فراوانی نقل کرده و طریق خود را به بعضی از آنها ذکر کرده که نشانه اعتماد وی به آنها است.[192] حتی ابن غضائری که همواره در تضعیف به غلو خیلی زیاده روی نموده دربارۀ این شخص می‌گوید:
وحديثه نعرفه تارة وننكره أخرى؛ احادیث وی را در مواردی می‌پذیریم ودر مواردی نمی‌پذیریم.
ثانیاً: این شخص از مؤلفان مشهور بوده که دارای سه تألیف مهم در موضوعات مختلف است و فقها آن را نقل کردهاند. شیخ طوسی می‌گوید:
کتاب الشفاء والجلاء في الغيبة، از اوست و این کتاب خوبی است. وهمچنین کتاب الفرائض و كتاب الآداب؛ این کتاب‌ها را برای ما حسين بن عبيد الله از محمد بن أحمد بن داود و هارون بن موسى تلعكبري نقل نموده اند.
حتی رجالیون اهل سنت نیز وی را در کتب رجالی خود عنوان نموده و علیه او - چنان که عادت آنها است - سخن گفته‌اند.[193] روشن است اگر چنین شخصی از نظر کردار، عیبی و نقصی داشت که برای او قدح حساب شود، قطعاً در میان مردم پخش می‌شد و در تاریخ نقل می گردید. عدم نقل هیچ عیب و قدحی دربارۀ او دلیل بر استقامتش از نظر شخصیت می‌باشد.
ثالثاً: نقل بزرگان شیعه نظیر محمد بن احمد بن داود (استاد محدثان قمی) دلیل بر اعتبار کتاب‌های وی است. [194]

[191]. مامقانی، عبدالله (1351ه)، تنقیح المقال، قم، انتشارات ستاره، 1351، ج 6،  ص 339.
[192]. شیخ طوسی در فهرست چنین مى‏گوید: «أبو العباس و قيل أبو علي الرازي الخضيب الأيادي لم يكن بذلك الثقة في الحديث و يتهم بالغلو. و له كتاب الشقاء و الجلاء في الغيبة حسن كتاب الفرائض كتاب الآداب. أخبرنا بها الحسين بن عبيد الله عن محمد بن أحمد بن داود  و هارون بن موسی التلعكبري جميعا عنه». فهرست ‏الطوسي ص 73.  ودر رجال مى‏گوید: أحمد بن علي أبو العباس الرازي الخضيب الأيادي متهم بالغلو. رجال ‏الطوسي، ص  417.
[193]. لسان المیزان، ج 1، ص 92.
[194]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 221.