فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پیرامون ولادت امام مهدی علیه السلام
شبهه 79
حتى یکی از این روایت‌ها که بتوان از آن به عنوان دلیل ولادت مهدی استفاده کرد، صحیح نیست.

حتى یکی از این روایت‌ها که بتوان از آن به عنوان دلیل ولادت مهدی استفاده کرد، صحیح نیست. [ر.ک: همان، ص 100]

پاسخ:

روایات معتبر ولادت امام مهدی (عج)

اکثر روایاتی که در زمینه ولادت و وجود حضرت مهدی (عج) وارد شده از نظر سند معتبرند. علاوه بر اینکه مجموع آنها روایات متواتر؛ بلکه فوق حد تواترندو در تواتر، اعتبار تک تک روایات به هیچ وجه ملاحظه نمی‌شود، بلکه آنچه ملاک اعتماد است همان مفهموم واحدی است که به جهت کثرت نقل و تعدد طریق‌های آن، یقین به صحت آن پیدا می‌شود.[203]
دیگر آنکه روایاتی که عثمان الخمیس متعرض آنها شده، تنها بخشی از احادیث راجع به ولادت امام مهدی (عج) در مصادر معتبر شیعه است. ده‌ها روایت دیگر - که برخی از آنها از نظر سلسله راویان معتبر است - وجود دارد که وی برای کتمان حقیقت، آنها را مطرح نکرده است! ما برای اتمام فایده به تعدادی از آن روایات، تحت عناوینی در زیر اشاره می‌کنیم. روایات و گزارش‌هایی که ذکر می شود عموما مسند است، و ما جهت اختصار، از ذکر سند آنها صرف نظر می‌کنیم. صاحب نظران می‌توانند سند آنها را بررسی کنند[204]:
1. گزارش شاهدی از لحظه تولد حضرت مهدی (عج)
ابوعلی خیزرانی از خادمه‌ای که او را به امام عسکری (ع) اهدا کرده بود، نقل می‌کند که می‌گفت: هنگام تولد حضرت مهدی (عج) دیده است که نوری از او به سوی آسمان درخشید.[205]
2. مژده، تولد حضرت مهدی (عج)
صدوق به سند خود از حسن بن منذر نقل کرده است که گفت: روزى حمزة بن أبى الفتح به نزد من آمد و گفت: مژده! شب گذشته در خانه ابو محمد (امام عسکری) نوزادی به دنیا آمد؛ ولی امام دستور داد ولادت او را پنهان نگه دارند، گفتم: نام نوزاد چیست؟ گفت: نامش محمد است.[206]
3. تبریک به امام حسن عسکری (ع) به مناسبت تولد حضرت مهدی (عج)
شخصی به نام حسین بن حسن علوی می‌گوید: در سامراء به حضور امام حسن عسکری (ع) رسیدم و به مناسبت تولد حضرت صاحب الزمان به او تبریک گفتم.[207]
4. عقیقه برای نوزاد فرخنده
محمد بن ابراهیم کوفی می‌گوید: امام عسکری (ع) برای یکی از شیعیان خود، گوسفند ذبح شده ای فرستاد و پیام داد که این، عقیقۀ[208] فرزندم محمد است.[209] 
همچنین محمد بن عثمان بن سعید - که بعدها بعد از پدرش عثمان نایب حضرت مهدی (عج) شد - می‌گوید: وقتی که آقا (حضرت مهدی) متولد شد، امام عسکری (ع)  به عثمان بن سعید (از یاران مخصوص امام عسکری که بعدها نایب اول حضرت مهدی شد)، پیام فرستاد و اورا به حضور طلبید و به او فرمود: فرزند ما متولد شد، ده هزار رطل[210] نان و ده هزار رطل گوشت به حساب من میان بنی هاشم تقسیم کن و چند رأس گوسفند هم برای او عقیقه کن[211]
5. معرفی حضرت مهدی (عج) روز سوم تولد
ابو غانم خادم امام حسن عسکری (ع) می‌گوید: برای ابو محمد (امام عسکری) فرزندی به دنیا آمد، نام او را محمد نهاد، و روز سوم او را به اصحاب خود نشان داد و فرمود: این کودک بعد از من امام شما و جانشین من خواهد بود. این همان قائم است که مردم برای ظهور او انتظارها می کشند، و هنگامی که جهان پر از ظلم و بی عدالتی شود، آشکار می‌شود و جهان را پر از عدل و داد می‌کند.[212]
6. دیدار استثنایی
طبق روایت کلینی، یکی از مردم فارس (ایران) می‌گوید: به منظور خدمت‌گزاری، در سامراء به خدمت ابی محمد (امام عسکری) رسیدم. حضرت پس از احوال پرسی و اطلاع از قصد و نیت من، فرمود: در همین خانه باش. من در همان جا اقامت کردم و همراه خدمتگزاران امام به بازار رفته آذوقه و سایر لوازم منزل را خریداری می کردم، و هر وقت فقط مردان در منزل بودند، بدون اجازه وارد می شدم. روزی بدون اجازه وارد اتاق مردان شدم، صدای حرکتی شنیدم، امام فرمود: حرکت مکن و همان‌جا باش، جرأت نداشتم برگردم یا وارد شوم. در این هنگام کنیزی آمد که چیزی در دست داشت، ولای پارچه‌ای پوشانده بود، امام مرا صدا زد و فرمود: وارد شو، من وارد شدم، آن‌گاه حضرت کنیز را صدا زد و فرمود:  بیا و پارچه از روی آنچه در دست داری، بردار. وقتی که روی او را باز کرد، دیدم بچه ای است که صورتش می درخشد و حدود دو ساله به نظر می‌رسد. آن‌گاه حضرت فرمود: این است امام شما، سپس به کنیز فرمود: او را ببر، پس از آن او را تا هنگام رحلت امام عسکری (ع) ندیدم.[213]
7. دیدار مرد اهوازی
کلینی به سند خود نقل می‌کند که عمرو الاهوازی می‌گوید: ابو محمد (امام عسکری) فرزندش را به من نشان داد وگفت: این امام شما است.[214]
نظیر این گزارش را کلینی از ظریف، خادم امام حسن عسکری (ع) نیز نقل می‌کند که آن خادم حضرت مهدی (عج) را دیده است.[215]
8- دیدار محرمانه
احمد بن اسحاق (یکی از بزرگان شیعه) می‌گوید: محضر امام عسکری (ع) شرفیاب شدم تا در مورد امام بعد از او سؤال کنم؛ ولی پیش از آنکه سخنی بگویم، امام فرمود: ای احمد! خداوند از آن زمانی که آدم را آفریده، زمین را از حجت خود خالی نگذاشته است و تا قیامت نیز خالی نخواهد گذاشت. به برکت وجود حجت خدا، بلا از زمین برداشته می‌شود، و به برکت او باران می بارد و برکات از زمین بیرون می آیند.
عرض کردم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت، در حالی که پسری سه ساله که صورتش مانند ماه می درخشید، بر دوش داشت. فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خداوند و حجت های او گرامی نبودی، این پسر را به تو نشان نمی دادم، او هم‌نام و هم‌کنیه رسول خدا است، و کسی است که زمین را پر از عدل‌وداد می‌کند، همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده باشد.[216]
9. دیدار گروه چهل نفری
علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاویه بن حکیم و حسن بن ایوب بن نوح (که از بزرگان شیعه بودند) می‌گویند: ما برای پرسش دربارۀ امام بعدی، به محضر امام عسکری (ع) رسیدیم. در مجلس آن حضرت چهل تن حضور داشتند. عثمان بن سعید عمری (یکی از وکلای بعدی امام زمان) به پا خاست و عرض کرد: می خواهم از موضوعی سؤال کنم که دربارۀ آن از من داناتری. امام فرمود: بنشین. عثمان با ناراحتی خواست از مجلس خارج شود، حضرت فرمود: هیچ کس از مجلس بیرون نرود. کسی بیرون نرفت و مدتی گذشت، در این هنگام امام، عثمان را صدا کرد، او به پا خاست. حضرت فرمود: می‌خواهید به شما بگویم که برای چه به اینجا آمده اید؟ همه گفتند: بفرمایید. فرمود: برای این به اینجا آمده اید که از حجت و امام پس از من بپرسید. گفتند: بلی. در این هنگام پسری نورانی همچون پارۀ ماه -که شبیه ترین مردم به امام عسکری بود- وارد مجلس شد، حضرت با اشاره به او، فرمود: این، امام شما بعد از من و جانشین من در میان شماست. فرمان او را اطاعت کنید و پس از من اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می شوید و دینتان تباه می‌گردد.[217]  
10. نوزادی به درخشندگی ماه شب چهاردهم
ابو هارون (یکی از شیعیان) می‌گوید: صاحب الزمان را دیدم، چنان نورانی بود که گویی ماه شب چهاردهم است.[218] [219]
گواهی مورخان و محدثان اهل سنت
علاوه بر آنچه در پاسخ شبهه 50 و شبهه 66 و نیز توضیحاتی که در پاسخ شبهۀ 69 و 70 دادیم، در اینجا اضافه می‌کنیم که گر چه عقیده رایج در میان علمای اهل‌سنت، این است که مهدی موعود هنوز متولد نشده و در آخر الزمان متولد خواهد شد، ولی در عین حال گروهی از بزرگان و مشاهیر آنان، به ولادت او و اینکه پدرش حسن بن علی و نامش محمد و کنیه اش ابوالقاسم است، تصریح کرده‌اند (به گونه ای که نشانه‌های روایی مهدی موعود با او تطبیق می‌کند). برخی از این مورخان و محدثان، میانه خوبی با شیعه ندارند و حتی چند تن از آنها گرفتار تعصب ضد شیعی هستند؛ اما در عین حال تولد پسری به نام محمد فرزند حسن بن علی عسکری (ع) را به عنوان واقعیت تاریخی گزارش کرده‌اند، و این، کذب منکران تولد حضرت مهدی (عج) را نشان می‌دهد و هرگونه تشکیک و شبهه  افکنی در این باره را از بین می برد. در این جا به عنوان نمونه، تعدادی از آنها را می آوریم:
1. سبط ابن جوزی حنفی: (م 654 ) پس از اشاره به درگذشت امام حسن عسکری (ع) در ذکر فرزندان او می‌نویسد: یکی از فرزندان او محمد الإمام است. آن‌گاه او را چنین معرفی می‌کند:
محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب که کنیه اش ابو عبد‌الله و ابو القاسم است.[220]  
2. حافظ ابو‌عبد‌الله گنجی شافعی (م 658 ) با مسلم گرفتن تولد و غیبت حضرت مهدی (عج) برای اثبات دوام و بقای عمر او استدلال می‌کند و طول عمر حضرت عیسی و الیاس و خضر و دجال و ابلیس را شاهد مثال می‌آورد.[221]
3. ابن خلکان (ابو العباس احمد بن محمد) (م 681 ) در مدخل «م» پس از معرفی امام محمد باقر (ع) و امام محمد تقی (ع)، حضرت مهدی (عج) را به عنوان «الحجة المنتظر» معرفی می‌کند و نسب او را چنین بیان می‌کند:
ابو القاسم محمد بن الحسن العسکری بن علی الهادی بن محمد الجواد» آنگاه اضافه می‌کند او به اعتقاد امامیه دوازدهمین امام و معروف به حجت است... ولادت او روز جمعه نیمه شعبان سال دویست و شصت و پنج بوده، و وقتی که پدرش درگذشت پنج سال داشت.[222]
4. حمد الله مستوفی قزوینی (م 730 ) به دنبال معرفی امامان قبلی تا امام عسکری (ع) امام دوازدهم را زیر عنوان المهدی معرفی و نسب او را چنین ذکر می‌کند: 
محمد بن العسکری بن علی نقی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی المرتضی» آنگاه اضافه می‌کند: دوازدهم امام است و خاتم ائمه معصومین... پنجشنبه منتصف شعبان سنه خمس و خمسین و مأتین بسامره متولد شد...[223]
5. ابن صباغ مالکی (م 855 ) پس از ذکر درگذشت امام عسکری (ع) در مورد فرزند او می‌نویسد:
ابو محمد حسن (عسکری) فرزندش حجت قائم منتظر را برای دولت حق بجا گذاشت. او قبلاً تولد این فرزندش را پنهان داشته و اخبار او را پوشیده داشته بود؛ زیرا حکومت وقت، به شدت در جستجوی او بود و به این منظور شیعیان را تحت تعقیب قرار می‌داد و حبس و بازداشت می‌کرد.[224]
6. شمس الدین محمد بن طولون (م 953 ) مورخ دمشقی که کتاب مستقلی دربارۀ دوازده امام به نام الأئمة الاثنی عشر نوشته، در آخر این کتاب، حضرت مهدی (عج) را چنین معرفی می‌کند: دوازدهمین امام، پسر حسن عسکری (ع) به نام محمد بن الحسن است. آن‌گاه نسب او را چنین بیان می‌کند:
ابو القاسم محمد بن حسن بن علی هادی بن محمد جواد بن علی رضا بن موسی کاظم بن جعفر بن محمد باقر بن علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابی طالب» سپس اضافه می‌کند: او دوازدهمین امام بر اساس اعتقاد امامیه است و معروف به حجت است. ولادت او روز جمعه نیمه شعبان سال دویست و پنجاه بود و هنگام وفات پدرش پنج سال داشت.[225]
7. محدث شهیر ابن حجر هیتمی مکی (م 974 ) پس از معرفی امامان قبلی تا امام حسن عسکری (ع)، حضرت مهدی (عج) را چنین معرفی می‌کند:
ابو القاسم محمد حجت، سن او هنگام درگذشت پدرش پنج سال بود، لکن خداوند در همان سن به او حکمت عطا کرد. او قائم منتَظَر نامیده می‌شود.[226]
8. عبد‌الله شبراوی شافعی (م 1172 ) پس از معرفی امامان قبلی، می‌نویسد: دوازدهمین امام ابو القاسم محمد است. آن‌گاه اضافه می‌کند:
امام محمد، حجت پسر امام حسن خالص در شب نیمۀ شعبان دویست و پنجاه و پنج، پنج سال پیش از درگذشت پدرش، در سامراء متولد شد. پدرش تولد او را پوشیده داشته بود؛ زیرا اوضاع سخت بود و از خلفا بیم داشت، زیرا در آن زمان خلفا، هاشمیان را تحت تعقیب قرار می‌دادند و آنها را به زندان می افکندند یا به قتل می رساندند و قصد نابودی آنها را داشتند.
شبراوی سپس می‌نویسد: امام محمد حجت، به لقب مهدی، قائم، منتظر، خلف صالح، صاحب الزمان نیز ملقب است و مشهورترین القاب او مهدی است...[227]
9. مؤمن شبلنجی (متوفی بعد از 1308 ) پس از بیان رحلت امام عسکری (ع) در سال 260، می‌نویسد:
او فرزند خود محمد را بجا گذاشت، و آن‌گاه فصلی زیر عنوان «في ذکر مناقب محمد بن الحسن الخالص...» باز می‌کند و نسب آن حضرت را از امام حسن عسکری (ع) تا علی بن ابی طالب (ع) می رساند و کنیه او را ابو القاسم معرفی می‌کند.[228]
علاوه بر همه اینها، در طول غیبت کبری نیز عده‌ای از پاک‌ترین انسان‌ها در عصر های مختلف، به دیدار امام مهدی (عج) نایل آمدند؛ شرح آن دیدارها در کتاب‌های معتبر با ده‌ها سند - که در میان آنها اسناد موثق زیادی وجود دارد- نقل شده است. البته چنان‌که در پاسخ شبهه 53 گذشت، این دیدارها از نوع دیدارهایی نیست که در احادیث اهلبیت (ع ه) نفی شده است.
اینک باید پرسید: با این همه شواهد روایی و تاریخی بر تولد حضرت مهدی (عج) آیا باز هم جای شک و شبهه و تردید برای انسان اهل تحقیق و پذیرای حق باقی می ماند؟
البته آنچه از مورخان و محدثان اهل سنت دربارۀ تولد حضرت مهدی (عج) نقل کردیم، به عنوان نمونه است؛ و گرنه ده‌ها نفر دیگر در این باره گواهی و گزارش نموده و برخی از پژوهشگران اقوال آنها را احصا و گرد آوری کرده اند.[229]
در اینجا مناسب است نگاهی به دو دسته دیگر از روایات معتبر مربوط به موضوع داشته باشیم که هر کدام از این دو دسته نیز به تنهایی می تواند ولادت امام مهدی (عج) را اثبات کند:

الف. گواهی امام حسن عسکری (ع)

1.کلینی به سند صحيح از ابيهاشم جعفري نقل ميکند که گفت: به امام عسکري (ع) عرض کردم: جلالت شما مرا مانع شده تا مسئلهای را سؤال کنم، آيا اجازه ميدهيد تا از شما بپرسم؟ حضرت فرمود: سؤال کن. عرض کردم: اي آقاي من! آيا براي شما فرزندي هست؟ فرمود: آري. عرض کردم: اگر حادثهاي براي شما اتفاق افتاد، کجا از او سؤال کنم؟ فرمود: در مدينه.[230]
2.کلینی با سند خود از احمد بن محمد بن عبد‌الله نقل می‌کند: هنگامي كه زبيري كشته شد توقيعي از ناحيه حضرت ابومحمد (امام عسكري (ع)) صادر شد كه: اين است جزاي كسی كه بر خداوند درباره اوليای او افترا بندد، میپنداشت مرا خواهد كشت و برای ما بازماندهای نيست! قدرت خدا را چگونه ديد؟ [سپس راوی چنین می‌گوید] و برای آن حضرت فرزندی متولد شد كه نامش را محمد نهاد. سال 256.
اینکه در آخر این روایت، 256 ذکر شده، سال صدور توقیع مراد است؛ چنان که مرحوم مجلسی این را ذکر کرده است.[231]
3. کلینی نقل می‌کند:  محمّد بن عليّ بن بلال می‌گوید: از جانب امام حسن عسكري (ع) دو سال پيش از وفاتش، پيامي به من رسيد كه از جانشين بعد از خود به من خبر داد، بار ديگر سه روز پيش از وفاتش پيامي رسيد و از جانشين بعد از خود به من خبر داد.[232]
4. صدوق از احمد بن حسین قمی روایت می‌کند که وقتی فرزند امام متولد شد از ناحیه امام عسکری (ع) نامه‌ای به جدم احمد بن اسحاق رسید که به دست خط خود آن حضرت بود و نامه هایشان را با همان خط می نوشتند. در آن نامه نوشته شده بود: برای ما مولودی ولادت یافت. باید در نزد تو مستور و از مردم پنهان بماند؛ زیرا آن را بر کسی ظاهر نمی کنیم مگر نزدیک تر را به خاطر نزدیکی اش و دوستدار را به سبب ولایتش. اعلام آن را به تو می پسندیم تا خداوند تو را به آن شاد کند، همان طور که ما را شاد کرد.[233]
5. فضل بن شاذان -که در میان سال‌های بعد از ولادت امام مهدی و پیش از وفات امام حسن عسکری (ع) از دنیا رفته است- در کتاب خود از محمد بن علی بن حمزه علوی نقل می‌کند: از حضرت امام حسن عسکري (ع) شنيدم مي‌فرمود: ولي الله و حجت خدا بر بندگانش و جانشين پس از من ختنه شده در شب نيمۀ شعبان المعظم به هنگام طلوع فجر به سال 255 متولد گرديد...[234]
 ب. دیدار با امام مهدی در دوران غیبت صغری
1. کليني به سند صحيح از محمّد بن عبداللَّه و محمّد بن يحيي از عبداللَّه بن جعفر حميري نقل ميکند که فرمود: «من و شيخ ابوعمرو - عثمان بن سعيد عَمْري - خدمت احمد ابن اسحاق بوديم. احمد بن اسحاق به من اشاره کرد تا از ابوعمرو درباره جانشين امام عسکري (ع) سؤال کنم. به ابوعمرو گفتم: از تو سؤالي ميپرسم که درباره آن شک ندارم، زيرا اعتقادم اين است که زمين هيچ گاه از حجت خالي نميماند مگر چهل روز قبل از برپايي قيامت، که چون آن روز فرا رسد، حجت برداشته و راه توبه بسته خواهد شد... ولي من دوست دارم که بر يقينم افزوده شود... سپس گفت: خواستهات را سؤال کن، سؤالم اين است که: آيا جانشين امام عسکري (ع) را ديدهاي؟ ابوعمرو فرمود: آري به خدا سوگند، گردن او چنين بود، و با دست اشاره کرد...». شيخ صدوق نيز اين حديث را با سند صحيح نقل کرده است.[235]
2. صدوق در الفقیه به سند صحیح از عبد‌الله بن جعفر حمیری نقل می‌کند که گفت: از محمد بن عثمان عمری رضی الله عنه پرسیدم که آیا صاحب الامر (حضرت مهدی) را دیده‌ای!  گفت: آری، آخرین دیدار من هم با او در کنار بیت الله حرام بود كه می‌گفت: بار خدايا! به آنچه به من وعده دادى محقق کن؛ و ديدم كه در «مستجار» به پرده كعبه چسبيده بود و می‌گفت: بار خدايا! از دشمنان من انتقام بگير![236]
3. حمدان قلانسي نقل می‌کند: به عمروي گفتم: آيا حضرت عسکري (ع) از دنيا رفت؟ فرمود: آري، او درگذشته است؛ لکن در بين شما کسي را به جا گذاشته که گردن او اين چنين است؛ و با دست خود [به گردن خود] اشاره کرد.[237]
4. عبدالله بـن صـالح گـويـد كـه خود او، آن حضرت را نزد حجر الاسود ديد و مردم (براى بوسيدن حجر) نزاع و كشمكش داشتند، و آن حضرت مى فرمود: به اين موضع مأمور نشده اند [بلكه اگر بوسيدن بدون مزاحمت ممكن شد، بايد ببوسند، وگرنه به اشاره با دست اكتفا كنند].[238]
5. احـمـد بن ابراهيم بن ادريس گويد: پدرم می‌گفت : من آن حضرت را بعد از وفات امام حسن عسكرى (ع) در سن نزديك بلوغ ديدم و دست و سرش را بوسيدم.[239]
چنان که گذشت اکثر روایاتی که در زمینه ولادت و وجود حضرت مهدی (عج) وارد شده، از نظر سند معتبرند وبرخی از آن روایات قطعاً صحیح می‌باشند، علاوه بر اینکه متواتر بلکه فوق حد تواتر‌ند و در تواتر، اعتبار تک تک روایات به هیچ وجه ملاحظه نمی‌شود؛ بلکه آنچه ملاک اعتماد است همان مفهموم واحدی است که به جهت کثرت نقل و تعدد طریق‌های آن، یقین به صحت آن پیدا می‌شود. [240]

[203]. در اینجا مناسب است برای روشن شدن تواتر روایاتی که راجع به ولادت حضرت مهدی علیه السلام و این‌که وی امام دوازدهم از امامان اهل بیت است، نگاهی دوباره به آماری از روایات موجود در منابع حدیثی داشته باشیم. این آمار از کتاب منتخب الأثر، اثر آیت الله صافی گلپایگانی اقتباس شده است، در این کتاب همه این روایات ذکر شده و منابع آنها بیان گردیده است:
1. روایاتی که دلالت بر تولد آن حضرت دارد جمعا 426 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند امام مهدی (عج) از فرزندان حضرت فاطمه است 202 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند امام مهدی (عج) نهمین فرزند امام حسین (ع) است 160 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند آن حضرت از فرزندان امام زین العابدین (ع) است 197 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند آن حضرت هفتمین فرزند امام محمد باقر (ع) است 121 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند وی ششمین فرزند امام جعفر صادق (ع) است 112 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند وی پنجمین فرزند امام موسی کاظم (ع) است 115 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند وی چهارمین فرزند امام رضا (ع) است 111 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند وی از فرزندان امام محمد تقی (ع) است 107 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند وی از فرزندان امام علی النقی (ع) است 107 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند وی فرزند و جانشنین امام حسن عسکری (ع) است 107 روایت است؛ روایاتی که دلالت می‌کند وی دوازدهمین امام است 151 حدیث است. ما در کمتر  اصلی از اصول اسلام با چنین انبوهی از دلیل و روایت روبه رو هستیم. اکثر این روایات در منابع مهم توسط بزرگان محدثان نقل شده است، همان کسانی که در نقل حدیث کمال دقت و امانت داری را داشتند و روایاتی که نشانه های کذب در آن باشد، به هیچ وجه نقل نمى‏كردند و اصولا به احادیثی که نوعا قابل اعتماد و اطمینان بود توجه داشتند. برای کسانی که اهل تحقیق هستند قطعاً این روایات، بالاترین مرتبه تواتر را ایجاد می‌کند وجای هیچ گونه شک و شبهه ای را باقی نمى‏گذارد. ر.ک: منتخب الاثر في الامام الثاني عشر علیه السلام، لطف الله صافی، ج  2، ص 147 – 201.
[204]. البته برخی از این روایات در بحث قبلی مورد بررسی قرار گرفته؛ ولی بیشتر موارد آن قبلا مطرح نشده است.
[205]. کمال الدین، ج 2، باب 43، ص 431، ح 7.
[206]. همان، ص 432، ح 11.
[207]. همان، ص 434؛ طوسی، کتاب الغیبة، ص 138.
[208]. عقیقه یکی از سنت های اسلامی است که طبق آن پس از تولد نوزاد، والدین او قربانی ذبح کرده گوشت آن را به گروهی از مردم مى‏دهند. آداب عقیقه در منابع فقهی ذکر شده است.
[209].  کمال الدین، ج 2، ص 432، حدیث 10.
[210]. رطل از اوزان آن عصر بود.
[211]. کمال الدین، ج 2، باب 42، ص 432، ح 6. 
[212]. همان، ص 431، ح 8.
[213].طوسی، کتاب الغیبة، ص 140.
[214]. الأصول من الکافي، ج 1، ص 332.
[215]. همان. 
[216]. کمال الدین، ج 2، باب 38، ص 384، ح 1.
[217].  کمال الدین، ج 2، ص 435، (به اختصار) طوسی، کتاب الغیبة، ص 217.
[218]. همان، باب 43، ص 434، ح 1.
[219]. این بخش و همچنین بخش «گواهی مورخان و محدثان اهل سنت» با استفاده از مقاله منتشر نشده‌ای از دانشمند معظم حجت الاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی دربارۀ این موضوع نگارش یافته است.
[220].  تذکرة الخواص من الأمة بذکر خصائص الأئمة، ج 2، ص 505 – 506.
[221]. «ولا امتناع في بقائه بدلیل بقاء عیسی و الیاس و الخضر من اولیاءالله تعالی وبقاء الدجال وابلیس الملعونین من اعداء الله تعالی و هؤلاء قد ثبت بقاؤهم بالکتاب و السنة و قد اتفقوا علیه ثم انکروا بقاء المهدي و ها أنا أبین بقاءکل منهم فلایسمع بعد هذا لعاقل انکار جواز بقاء المهدی علیه السلام». ر.ک: البیان في اخبار صاحب الزمان علیه السلام، ص 148.
[222]. وفیات الأعیان وأبناء ابناء الزمان، ج 4، ص 31، شمارۀ 562.
[223]. تاریخ گزیده، ص 206 و 207.
[224]. الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ج 2، ص 1091- 1092.
[225].  الأئمة الأثنی عشر، ص 117.
[226].  الصواعق المحرقة في الرد علی اهل البدع و الزندقة، ص 208.
[227].  الأتحاف بحب الأشراف، ص 178.
[228].  نور الأبصار في مناقب آل بیت النبي المختار، ص 168.
[229]. در این باره ر.ک: کشف الأستار عن وجه الغائب عن الأبصار، علامه میرزا حسین نوری، ص 137 به بعد؛ مهدی منتظر در نهج البلاغة، مهدی فقیه ایمانی، ص 23 به بعد.
[230]. الكافي، ج 1، ص 328.
[231]. همان، ص 329. همین حدیث را شیخ صدوق با این سند نقل نموده است: «حدثنا جعفر بن محمد بن مسرور رضي الله عنه قال حدثنا الحسين بن محمد بن عامر عن معلى بن محمد البصري»‏. ر.ک: کمال الدین، ج 2، ص 430. واین سند معتبر است چون جعفر بن محمد مسرور از «مشایخ اجازه شیخ صدوق» است و شیخ صدوق با آن همه سختگیری که در باب حدیث داشتند غیر ثقه را به عنوان شیخ اجازه برای خود اتخاذ نمی‌کند. علاوه بر اینکه وحید بهبهانی و برخی دیگر از علمای رجال، اتحاد وی با جعفر بن محمد بن قولویه را مطرح و تثبیت کرده اند. ر.ک:  کتاب النکاح، سيد موسی زنجانی، ج 17، ص 5579 و حسین بن محمد بن عامر از ثقات است بدون کلام اما معلی بن محمد نیز از نظر حدیث معتبر است چنانکه در کتب رجالی به این مطلب تصریح شده است که برخی از احادیث وی اخذ مى‏شود و برخی دیگر انکار مى‏گردد.
[232]. الكافي، ج 1، ص 328.
[233]. كمال‏الدين، ج 2، ص 434.
[234]. منتخب الاثر، ج 2، ص 369.
[235]. البته این روایت با روایت دیدار احمد بن اسحاق در زمان امام حسن عسکری با امام مهدی تنافی ندارد چون احمد بن اسحاق مى‏خواست با این کار اشخاص دیگر یقین پیدا بکنند. الكافي، ج 1، ص 329.
[236]. الفقیه، ج 2 ص 306.
[237]. الكافي، ج 1، ص 331.
[238]. همان.
[239].همان.
[240]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 231.