فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
قیام های شیعه و عقیده مهدویت
شبهه 111
کسی که کتاب‌های تاریخ را بررسی کند، در می‏یابد که قیام‌های شیعی به اسم رضای آل محمد بوده است؛ بدون اینکه اسم شخص معینی را ببرند و معین نکرده‏اند که از اولاد حسین بن علی باشد. آنچه که مشهور بود این بود که او راضی و مقبول بوده و از آل محمد باشد و از کسانی که در آن زمان خروج کردند و بسیاری از شیعیان پیرو او شدند افراد زيرند: ابو هاشم عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طالب سال 98هـ.زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب سال 122هـ.عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب سال 128هـ. محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب که به نفس زکیه معروف بود سال 130هـ همگی معتقد بودند که او مهدی منتظر است، جعفر صادق، موسی امام بعد از جعفر و عبدالله، هر دو با او بیعت کردند و کارها به وسیله او مستقر شد تا وقتی که کشته شدسپس بعد از او محمد بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب مشهور به ابن طباطبا در سال 199هـ خروج کرد محمد بن جعفر صادق که به خاطر زیبایی‏اش مشهور به دیباج بود در سال 200هـ خروج کرد

کسی که کتاب‌های تاریخ را بررسی کند، در مییابد که قیام‌های شیعی به اسم رضای آل محمد بوده است؛ بدون اینکه اسم شخص معینی را ببرند و معین نکردهاند که از اولاد حسین بن علی باشد. آنچه که مشهور بود این بود که او راضی و مقبول بوده و از آل محمد باشد و از کسانی که در آن زمان خروج کردند و بسیاری از شیعیان پیرو او شدند افراد زيرند:
ابو هاشم عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طالب سال 98هـ. (نوبختی، فرق الشيعة، ص 30).
زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب سال 122هـ.
عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب سال 128هـ. (نوبختی، فرق الشيعة، ص 32 ).
محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب که به نفس زکیه معروف بود سال 130هـ همگی معتقد بودند که او مهدی منتظر است، جعفر صادق، موسی امام بعد از جعفر و عبدالله، هر دو با او بیعت کردند و کارها به وسیله او مستقر شد تا وقتی که کشته شد (نگا: مقاتل الطالبيين، ص 244 ).
سپس بعد از او محمد بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب مشهور به ابن طباطبا در سال 199هـ خروج کرد (نگا: مقاتل الطالبيين، ص 338-353 ).
محمد بن جعفر صادق که به خاطر زیباییاش مشهور به دیباج بود در سال 200هـ خروج کرد (عمدة الطالب، ابن عنبه، ص 245 ). [ر.ک: همان، ص 119-118]

پاسخ:

علت قیام های شیعه

موارد ذکر شده ربطی به اعتقاد به قیام امام مهدی (عج) ندارد. در راس قیام های شیعه، قیام امام حسین (ع) است، آیا کسی می تواند ادعا کند چون شیعیان به قیام امام حسین (ع) معتقدند، پس قیام امام مهدی (عج) را نفی می‌کنند؟ پس این قیام‌ها هیچ ربطی به قیام امام مهدی (عج) ندارد؛ به دیگر سخن، چون این قیام‌ها قبل از ولادت آن حضرت بوده، طبیعی است که اگر این قیام کنندگان شیعه اثنی عشری باشند، معنا ندارد که قبل از دوران امام دوازدهم، ادعای مهدی بودن کنند. بر این اساس این گونه قیام‌ها، ربطی به قیام حضرت مهدی (عج) نداشت.
توضیح مطلب اینکه: همه مسلمانان از جمله شیعیان می‌دانستند که پس از پیامبر (ص)، دوازده امام خواهد آمد؛ چون طبق احادیث صحیح و متواتر در نزد شیعه - که اهلسنت نیز آن را نقل کرده‌اند - پیامبر اکرم فرمود: «پس از من دوازده امام خواهد آمد»؛ اما اینکه اینها چه کسانی‌اند، شناخت آنها با خصوصیات قبل از زمانشان لازم نبوده است. همچنین پیامبر (ص) در احادیث متواتر، آمدن حضرت مهدی (عج) را در آخر الزمان بیان فرموده بود؛ لذا بر همه مسلمانان لازم بود که به آن حضرت معتقد باشند. اما شناختن این امام به خصوصیات بیشتر لازم نبود.
بنابراین بر شیعیان اولیه همین مقدار لازم بود که امام زمانِ روزگار خود را بشناسند و معتقد باشند که دوازده امام پس از پیامبر خواهد آمد و بدانند که آخرین امام معصوم، مهدی (عج) است. اما شناخت تفصیلات دربارۀ حضرت مهدی (عج) بر آنها واجب نبوده است. شیعیان اولیه همه این اعتقادات لازم را داشتند؛ هرچند به تفصیلات آن آگاه نبودند.
اما اینکه چرا برخی از شیعیان قیام کردند، پاسخش این است که قیام ایشان به عنوان قیام مهدی نبوده است و شیعه هر کس را که قیام بکند، مهدی نمی نامد؛ مثلاً زید قیام کرد، ولی او خود را مهدی نمی دانست و مردم را به امامی که مورد رضای خداست واز آل محمد است، دعوت می‌کرد که و در واقع امام زمان خویش را قصد می‌کرد.

قیام محمد بن عبد الله بن حسن

اما کسانی که با ادعای مهدی بودن قیام کردند، افراد معدودی هستند که قیام آنها مورد تایید امامان اهلبیت و پیروان راستین آنها نبوده، بلکه آنها گروه‌‌هایی منحرف فرصت طلب یا گمراه بودند. به عنوان نمونه می‌توان به قیام محمد بن عبد‌الله بن حسن اشاره کرد که پدرش عبد‌الله، وی را مهدی قلمداد می‌نمود. امام صادق (ع) به صراحت ادعای پدر وی مبنی بر مهدی بودن فرزندش را رد کرد و فرمود: «او مهدی موعود نیست.»
شیخ مفید در ارشاد موضوع قیام محمد بن عبد‌الله بن حسن و مخالفت امام جعفر صادق علیهالسلام را چنین نقل می‌کند:
عيسى بن عبد‌الله -كه نواده على (ع) و راوى اين حديث است- گويد: فرستاده عبد‌الله بن حسن (پدر محمد نفس زكيه) نزد پدرم آمد و پيام آورد نزد ما بيا كه براى كارى گرد آمدهايم و همين پيام را براى جعفر بن محمد (ع) برد.
اما راوى ديگرى گويد: عبد‌الله پدر محمد حاضران را گفت: جعفر را مخوانيد كه مىترسم كار شما را به هم زند. عيسى گويد: پدرم مرا فرستاد تا پايان كار را ببينم. من نزد آن جمع رفتم. محمد را ديدم بر مصلايى بافته از برگ درختخرما نماز مىخواند، به آنها گفتم: پدرم مرا فرستاده است تا بپرسم براى چه گرد آمدهايد؟ عبد‌الله گفت: گرد آمدهايم تا با مهدى، محمد بن عبد‌الله بيعت كنيم. در اين حال جعفر بن محمد (ع) هم رسيد و عبد‌الله او را نزد خود جاى داد و همان سخن را كه به من گفته بود بدو گفت. جعفر گفت: چنين مكنيد كه هنوز وقت اين كار (ظهور مهدى) نيست و به عبد‌الله گفت: اگر مىپندارى پسرت مهدى است، او مهدى نيست و اكنون هنگام ظهور مهدى نيست؛ ولی اگر براى خدا و امر به معروف و نهى از منكر قيام مىكنى، به خدا تو را كه شيخ ما هستى تنها نمىگذاريم، و با پسرت بيعت می‌کنیم. عبد‌الله خشمگين شد و گفت: به خدا سوگند! خدا تو را از غيب آگاه نساخته، و آنچه مىگويى از روى حسدى است كه به پسرم دارى!!
جعفر گفت: به خدا! آنچه گفتم از حسد نيست؛ ولى اين - و دست بر دوش ابو العباس نهاد - و برادرانش و فرزندانش به خلافت خواهد رسید. سپس دست بر دوش عبد‌الله بن حسن زد و گفت: آرى به خدا (خلافت) از آن تو و فرزندانت نيست و از آن آنهاست، و دو پسر تو كشته خواهند شد. پس برخاست و بر دست عبد العزيز پسر عمران تكيه كرد و گفت: آن را كه رداى زرد پوشيده ديدى (مقصودش ابو جعفر منصور بود)؟
گفتم: آرى!  گفت: به خدا او آنان را مىكشد. گفتم: محمد را؟ گفت: بلى! من به خود گفتم پروردگار چنين چيزى بدو نگفته؛ بلكه حسد او را واداشته است اين سخن را بگويد. اما به خدا سوگند! نمردم تا ديدم منصور هر دو را كشت![269]
این روایت معتبر به روشنی ثابت می‌کند که امام صادق (ع) به صراحت با ادعای مهدی بودن وی مخالفت نمود و تنها با قیام وی برای امر به معروف و نهی از منکر، موافقت کرد، ولی آنها از سخن امام به شدت بر آشفتند!! لذا امام جعفر صادق (ع) به هیچ وجه قیام ایشان را تایید نکرد.[270]

[269]. الإرشاد، ج 2 ص 192. [270]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 289.