فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
قیام های شیعه و عقیده مهدویت
شبهه 113
احادیثی که بر منصوص بودن ائمه روایت شده‎اند، همگی از خبر لوح و... بوده است که همه آنها در دوره غیبت و حیرت و اندکی قبل از آن ساخته شده‎اند. پس اگر این نصوص فراوان نزد شیعه وجود دارد؛ چرا این همه اختلاف آشکار در مورد شناخت ائمه وجود دارد و چرا این همه سرگردانی و حیرت در مورد پایه‎های مذهب و ارکان حدیث وجود دارد؟

احادیثی که بر منصوص بودن ائمه روایت شدهاند، همگی از خبر لوح و... بوده است که همه آنها در دوره غیبت و حیرت و اندکی قبل از آن ساخته شدهاند. پس اگر این نصوص فراوان نزد شیعه وجود دارد؛ چرا این همه اختلاف آشکار در مورد شناخت ائمه وجود دارد و چرا این همه سرگردانی و حیرت در مورد پایههای مذهب و ارکان حدیث وجود دارد؟ (بهبودی، معرفة الحديث و تاريخ نشره، ص 172 به نقل از «محمد خضر، ثم أبصرت الحقيقة، آنگاه كه حقيقت را يافتم»). [ر.ک: همان، ص 123-122]

پاسخ:

تواتر احادیث دوازده امام

وی در این شبهه بااستناد به سخنی از آقای بهبودی سعی نموده است که احادیث موجود در باره دوازده امام را زیر سوال ببرد پاسخ شبهه فوق به طور خلاصه این است که:
سخن آقای بهبودی درست ترجمه نشده است؛ خلاصه آنچه که وی نوشته - هر چند گفته او درست نیست - این است که حدیثی معتبری که در آن نام همه امامان یک جا ذکر شده است، وجود ندارد، نه اینکه هیچ نصی در مورد امامان وجود ندارد!![270] بنابراین آقای بهبودی وجود نص از سوی پیامبر (ص) بر امامت حضرت علی (ع) - که جزء ضروریات مذهب شیعه است و حدیث متواتر غدیر و ده‌‌‌ها حدیث دیگر در آن باره وارد شده است را انکار نمی‌کند.[271]
وی همچنین وجود نص از سوی پیامبر (ص) را انکار نمی‌کند که پس از وی دوازده امام خواهد آمد و که در احادیث معتبر و متواتر نقل شده است[272] و اهلسنت نیز در مصادر مهم خود نظیر بخاری[273] و مسلم[274] در این رابطه احادیثی نقل نموده‌اند.
آقای بهبودی وجود نص صحیح از پیامبر (ص) بر اینکه پس از وی امام علی (ع) و پس از او، امام حسن و حسین (ع ه) و پس از امام حسین (ع) نه نفر امام هستند، منکر نیست.[275]
همچنین آقای بهبودی منکر وجود نص صحیح دربارۀ هر امام به طور خاص -که نوعا از هر امام نسبت به امام بعدی صادر شده - نمی‌باشد.[276] چون همه این موارد قطعی و دربارۀ آنها احادیث صحیح وجود دارد و هیچ محقق منصفی نمی‌تواند آنها را انکار نماید.[277]
تنها سخن وی ناظر به این است که حدیثی که در آن نام دوازده امام در یک جا از پیامبر (ص) یا اهلبیت نقل شده، معتبر نیست و این سخن وی نیز قابل خدشه است. در اینجا به دو نمونه از روایات صحیح از طریق شیعه - که در آن‌ها نام دوازده امام یک‌جا آمده - اشاره می‌کنیم تا روشن شود سخن وی از روی تحقیق و بررسی کامل نبوده و لذا هیچ اعتباری ندارد.
1. عبد‌الله بن جندب می‌گويد: موسى بن جعفر (ع) فرمود: در سجده شكر ميگویى: «بار الها! من تو را گواه مي‌گيرم، و فرشتگانت و پيامبران و فرستادگانت را و تمامى مخلوقات را گواه مي‌گيرم به اينكه تو خود يكتا معبود، پروردگار منى و اسلام دين من است، و محمّد (ص) پيامبر من و على و حسن بن على و حسين و على بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على، و على بن محمّد و حسن بن على و حجّت بن الحسن بن على امامان و پيشوايان دين‌منند كه با آنها دوستى دارم و از دشمنانشان بيزارم.[278]
2. کلینی به سند صحیح از أبى هاشم داود بن قاسم جعفرى از ابى جعفر دوم (امام جواد (ع)) نقل می‌کند که  فرمود: امير المؤمنين علی (ع) آمد و حسن بن على همراهش بود و به دست سليمان تكيه داده بود و به مسجد الحرام در آمد و نشست. به ناگاه مردى خوش قیافه و خوش لباس آمد و بر امير المؤمنين (ع) سلام داد و آن حضرت جواب سلام او را داد و خدمت حضرت نشست، سپس گفت: اى امير المؤمنين! من از تو سه مسأله مىپرسم، اگر پاسخ آنها را به من دادى، مىدانم كه اين مردم در كار تو مرتكب خلافى شدند كه مسئول آنند، در دنيا و آخرت خود آسوده نيستند وگر نه مىدانم كه تو با آنها برابرى و امتيازی ندارى. على (ع) فرمود: هر چه مىخواهى از من بپرس. آن مرد عرض كرد: به من بگو: مردى كه ميخوابد، روحش به كجا مىرود؟ ياد آورى و فراموشى چگونه به مرد رخ مىدهد؟ چگونه فرزند به عموها و يا دایىهاى خود، مانند مىشود؟ امير المؤمنين (ع) رو به حسن (ع) كرد و فرمود: اى ابا محمد! پاسخ او را بده، امام حسن (ع) پاسخش را داد، آن مرد گفت: من گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و هميشه به آن گواهى مىدادم؛ و گواهم كه محمد رسول خدا (ص) و هميشه بدان گواه بودهام؛ و گواهم كه تو وصى رسول خدایى و قائم به حجت او هستى- و اشاره به امير المؤمنين كرد- و هميشه بدان گواه بودهام؛ و گواهم كه تو هم وصى او هستى و قائم به حجت او- و اشاره به حسن (ع) كرد- و گواهم كه: حسين بن على وصى برادر خود و قائم به حجت او است بعد از او؛ و گواهم بر على بن الحسين كه او قائم به امامت حسين (ع) است پس از او؛ و گواهم بر محمد بن على كه او است قائم به كار امامت على بن الحسين؛ و گواهم بر جعفر بن محمد كه او است قائم به كار امامت محمد؛ و گواهم بر موسى كه او است قائم به كار امامت جعفر بن محمد؛ و گواهم بر على بن موسى كه او است قائم به كار امامت موسى بن جعفر؛ و گواهم بر محمد بن على كه او است قائم به امامت على بن موسى؛ و گواهم بر علی بن محمد که او است قائم به كار امامت محمد بن علی و گواهم بر حسن بن على كه او است قائم به كار امامت على بن محمد؛ و گواهم به مردى كه فرزند حسن است و به كنيه و نام تعبير نشود تا امر امامت پديد گردد و پر كند آن را از عدالت چنان‌که پر شده است از ستم و خلاف. درود بر تو اى امير المؤمنين و رحمت و بركات خدا، سپس برخاست و رفت، امير المؤمنين فرمود: اى ابا محمد دنبالش برو ببين كجا مىرود، حسن بن على بيرون شد و پس از آن گفت: نشد جز اينكه پاى خود را از مسجد بيرون نهاد و من ندانستم به كجاى زمين خدا رفت و برگشتم نزد امير المؤمنين (ع) و به او آگاهى دادم، فرمود: اى ابا محمد، او را مىشناسى؟ گفتم: خدا و رسولش و امير المؤمنين داناترند، فرمود: او خضر بود.[279]
اما این سخن بهبودی درست نیست که: «اگر این نصوص پیش شیعه امامیه وجود داشت، در شناخت امام‌ها این اختلاف فاحش برای آنها پیش نمی آمد و برای بزرگان مذهب تحیر و سردرگمی در طول چندین سال رخ نمیداد و نیاز نداشتند که برای اثبات غیبت و از میان برداشتن تحیر از قلب امت، به تألیف کتب بپردازند.» باید بدانیم که تنها نص جلوگیری از انحراف و حیرت نمی‌کند؛ ما ده‌ها مثال داریم که مردم به رغم وجود نص، به اختلاف و حیرت افتادند، به عنوان نمونه اختلاف اهل کتاب دربارۀ حضرت محمد (ص) از روی عدم وجود نص نبود؛ بلکه با اینکه نص در کتاب‌های پشین وجود داشت و آنها وی را به خوبی میشناختند، باز روی ستم و به ناحق اختلاف کردند، قرآن در این باره می‌فرماید:
وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيم؛[280] و جز كسانى كه [كتاب] به آنان داده شد، پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد، به خاطر ستم [و حسدی] كه ميانشان بود، [هيچ كس] در آن اختلاف نكرد. پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند، به توفيق خويش، به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند، هدايت كرد؛ و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند. 
و در جای دیگر می‌فرماید:
الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُون؛[281] كسانى كه كتاب آسمانى به آنان دادهايم، او [پيامبر] را همچون فرزندان خود مىشناسند [ولى] جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مىكنند!
نمونه روشن دیگر اینکه پیامبر (ص) بارها جایگاه اهلبیت (ع ه) را روشن کرده و فرموده بود: «حسن و حسین سرور جوانان بهشت است» وفرموده بود: «حسین از من است و من از حسینم!» ولی امت دربارۀ امام حسین (ع) به اختلاف افتادند! حتی اکثریت برای قتل او به ناحق اجتماع کردند و فاجعه دلخراش کربلا را به وجود آوردند! آیا این به جهت عدم وجود نص بود یا به خاطر زیر پا گذاشتن نصوص در اثر شرایط خاصی که در آن زمان به وجود آمده بود؟!
همچنین با اینکه پیامبر (ص) به روشنی فرموده بود: «حق با علی است[282]» و «علی با قرآن است و قرآن با علی است[283]» و «هر که را من مولای اویم علی مولای اوست[284]» و «خدایا هر که با علی دوستی کند با او دوستی کن و هر که با او دشمنی کند با او دشمنی کن![285]»؛ با این حال عده‌ زیادی از صحابه در برابر امام علی (ع) صف آرایی کردند و با او به جنگ پرداختند؟! با اینکه پیامبر (ص) فرموده بود «عمار را گروه ستمگر و یاغی خواهد کشت[286]» و حجت را تمام کرده بود، ولی باز گروه زیادی از امت از حمایت آن گروه ستمگر دست برنداشتند و تا آخر همراه آنها بودند این مثال‌ها در تاریخ زیاد است؛ پس مشکل از عدم وجود نص نیست؛ بلکه انسان‌ها به جهت عوامل مختلفی که در آنها وجود دارد و شرایط مختلفی که با آن روبه‌رو می‌شوند، همواره در معرض امتحان قرار می گیرند.
خلاصه اینکه رواياتى كه دلالت دارد بر اينكه امامان بعد از رسول خدا (ص) دوازده تن هستند، از حدّ تواتر فراتر رفته است و خبر متواتر نیز احتياج به بررسى سندى ندارد؛ زيرا تواتر به خودى خود و از راه تراكم نقل‌ها و اسنادها، مفيد قطع است. (هر چند وثاقت تمام راويان هر يك از سندها به اثبات نرسد) کافی است برای روبه‌رو شدن با این حقیقت به کتاب‌هایی نظیر کفاية الاثر یا  کمال‌الدين یا اثبات الهداة و نظائر آن مراجعه و بررسی شود.[287]

پذیرش روایات دوازده امام

اصحاب و رجال شيعه، همگى اين روايات را قبول کرده و بر عمل به آن‌ها اتفاق نظر دارند، و اين خود دليل بر صحّت اين روايات و اعتماد اصحاب بر صدور از معصوم است. به علاوه اینکه قراین دیگری در خود این احادیث وجود دارد که نشان صحت آنهاست. شهيد صدر می‌گوید:
كثرت عددى در اين روايات تنها اساس براى قبول آنها نيست؛ بلكه اضافه بر اينها، مزايا و قراينى در اين احادیث وجود دارد كه دليل بر صحّتشان خواهد بود... ما مشاهده می‌کنیم بخارى -كه معاصر امام جواد و امام هادى و عسكری (ع ه) است-  اين حديث را نقل كرده است، و در اين امر نكته مهمّى است، اين خود دليل بر آن است كه اين حديث از پيامبر (ص) ثابت شده، قبل از آنكه مضمون آن تحقّق يافته و فكر دوازده امام به كمال برسد. [288]
از طرفی در جریان اصلی شیعه هیچ‌گاه در مورد وجود دوازده امام اختلاف و سردرگمی وجود نداشته است. اختلاف مربوط به افراد کمی است که گمراه بودند یا بعدا گمراه شدند. اما در خارج از دائره تشیع، سردرگمی در شناخت امامت وجود داشته و این مطلب عجیبی نیست؛ چون خداوند در چندین جای قرآن بیشتر مردم را به جهت تبعیت از روش‌های ناصحیح مورد نکوهش قرار داده و تاریخ نیز این واقعیت را به روشنی نشان داده است؛ یعنی، در هر موضوعی که به عقیده برمی‌گردد، پیروان حق همواره در اقلیت هستند. برای مثال دربارۀ توحید، اکثریت، به جای ایمان به توحید راه شرک را برگزیده‌اند؛ لذا در گذشته و حال بت پرستان بیشتر از موحدان بوده و هستند. در نبوت نیز اکثریت مردم حتی آنهایی که به پیامبران پیشین اعتقاد پیدا کرده‌اند، به نبوت خاتم الانبیاء معتقد نشدند.[289]

[270]. ترجمه صحیح سخن وی به این شرح است: «در بحث شذوذ از مبحث امامت دانستی که احادیثی که روایت شده و در آنها نص بر همگی امامان وجود دارد - از قبیل خبر لوح و غیر آن - همه آنها در دوران غیبت و تحیر یا مدت کمی قبل از آن ساخته شده است. اگر این نصوص پیش شیعه امامیه وجود داشت، در شناخت امام‌ها این اختلاف فاحش برای آنها پیش نمى‏آمد و برای بزرگان مذهب تحیر و سردرگمی به مدت سال‌ها رخ نمى‏داد و نیاز نداشتند که برای اثبات غیبت و از میان براداشتن تحیر از قلب امت به تالیف کتب بپردازند.» ر.ک: معرفة الحدیث و تاریخ نشره، بهبودی، ص172.
[271].  ر.ک: به پاسخ شبهه 4 و به پاورقی پاراگراف سوم پس از این.
[272]. ما به نمونه های از این احادیث را در پاسخ شبهه 41 و 79 اشاره نمودیم. و رجوع کنید به پاورقی پاراگراف سوم پس از این.
[273].  صحيح البخاري، ج 8، ص 127، كتاب الأحكام، باب الاستخلاف، حديث: 7224.
[274].  صحيح مسلم، ج 6، ص 3، كتاب الإمارة، حديث: 1821 و بعد از آن.
[275]. نظیر این حدیث که کلینی با سند صحیح از علی بن بن إبراهيم، نقل کرده و او از پدرش و او از ابن ابي عمير و او از سعيد بن غزوان و او از ابي بصير و او از امام محمد باقر (ع) که فرمود: «پس از حسين بن علي نه امام خواهد بود و نهمي شان قائم آنان است.» الكافي، ج 1، ص 533.
[276]. نمونه ای از این روایات را آيت الله شیخ جواد تبریزی رحمه الله در رساله ای با عنوان « رسالة مختصرة في النصوص الصحيحة علي امامة الأئمة الإثني عشر » گرد آوری نموده، این رساله را مؤسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت منتشر نموده است.
[277]. ر.ک: الكافی، ج ،1 ص 535- 526، کلینی رحمه الله در بابی تحت عنوان «بَابُ مَا جَاءَ فِي الِاثْنَيْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَيْهِمْ» تعدادی از این احادیث را جمع نموده است که سند برخی از آنها صحیح است.
[278]. من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 329.
[279]. الكافي، ج 1، ص 525.
[280]. بقره، آیه: 213.
[281]. بقره، آیه 146.
[282]. مجمع الزوائد، ج 7، ص 475، ح 12027 وی این حدیث را از ابی سعید خدری نقل کرده و گفته: رجالش ثقه هستند.
[283]. المستدرک علی الصحیحین، ج 3 ص 134و حاکم پس از نقل این حدیث گفته که سند این حدیث صحیح است و ذهبی نیز در تلخیص آن را صحیح دانسته است.
[284]. این حدیث متواتر است؛ به عنوان نمونه به برخی از سندهای آن اشاره می‌کنیم:  سنن ترمذی، ج 5، ص 633. ترمذی گفته این حدیث حسن صحیح، همچنین ابن ماجه در سنن خود ج 1 ص 45 آن را نقل نموده است. حاکم در المستدرک و احمد در سنن این حدیث را با سند های متعدد نقل نموده اند. و ابن حجر در فتح الباری گفته است، اما حدیث «هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست» ترمذی و نسائی آن را تخریج نموده اند و این حدیث دارای سندها و طریق‌های فراوانی است و بیشتر سندهای آن صحیح و حسن هستند. ر.ک: فتح الباری، ج 7 ص 74.
[285]. المستدرک علی الصحیحین، ج 3 ص 118 و حاکم گفته است که این حدیث بر اساس شرط بخاری و مسلم صحیح است. همچنین طبرانی در معجم کبیر، ج 4 ص 16 و ج  5 ص 166  هيثمى در مجمع الزوائد، ج 9 ص 106 آن را نقل کرده و هیثمی گفته است: رجال این حدیث توثیق شده اند.
[286]. مجمع الزوائد، ج 7 ص 476، حدیث 12049.
[287]. در آثار و منابع شیعه بیشترین اهتمام به این موضوع شده است. در زیر به برخی از آثار مهمی که یا مستقلا در این موضوع تالیف شده اند و یا بخش مهم از اثر خود را به این موضوع اختصاص داده‌اند، اشاره می‌شود. در این آثار صدها روایت مسند دربارۀ تصریحات پیامبر و اهل بیت دربارۀ معرفی امامان دوازده گانه به صورت جمعی یا فردی وجود دارد. این مقدار حدیث قطعا بالاترین حد تواتر را برای هر محقق منصف اثبات می‌کند.
1. کتاب کفاية الاثر تألیف علی بن محمد بن علی خزاز قمی از علمای قرن چهارم، وی پس از نقل دهها حدیث مسند از 27 نفر از صحابه و همچنین پس از نقل ده‌ها حدیث از خود امامان اهل بیت (ع) مى‏گوید:  پس دربارۀ این همه راویان از بزرگان صحابه پیامبر و برگزیدگان اهل بیت و تابعین خوب بیندیش که این اخبار از پیامبر (ص) دربارۀ نص بر امامان دوازده گانه از ایشان نقل شده است. آیا در مورد این افراد که از لحاظ هدف و سبک و محل زندگی و افکار و دیدگاه مختلف مى‏باشند، احتمال دروغ پردازی وجود دارد؟ با اینکه روایت ها با تفاوت در عبارت دارای معنای واحد هستند و ایشان عده‌ای زیادی هستند و دارای همه شرائط تواتر مى‏باشند. ر.ک: كفايةالأثر، ص 201 و 298
2. کتاب الامامة و التبصرة، علی ابن بابویه قمی متوفای 329؛
3. کتاب «کمال الدین»، شیخ صدوق محمد بن علی بن بابویه متوفای 381؛
4. کتاب الکافی، کتاب الحجه تالیف شیخ کلینی متوفای 328؛
5. کتاب الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تالیف شیخ مفید متوفای 413.
6. الاستنصار فی النص علی الائمة الاطهار، تألیف محمد بن علی بن عثمان کراجکی، صاحب کنزالفوائد و متوفای 449،
7. اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، تألیف شیخ حر عاملی صاحب «وسائل الشیعه» و متوفای 1104،
8. الانصاف فی النص علی الائمه الاشراف، تألیف سید هاشم بحرانی، صاحب تفسیر برهان و متوفای 1107. هر با انصافی این نصوص با این کثرت و متجاوز از حد تواتر را ببیند و مطالعه کند امامت امامان شیعه برای او با نص ثابت می‏شود به طوری که هیچگونه خدشه پذیر نباشد.
[288]. بحث حول المهدى عليه السلام، ص 65ـ67.
[289]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 294.