فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
دلائل وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه
شبهه 40
از ابوعبدالله جعفر صادق روایت شده که گفت: اگر زمین بدون امام باشد، فرو می‏افتد .اشکال: واقعیت گواه بطلان آن است چون خداوند متعال می‎فرماید: «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُل». (المائده: ١٩). «اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد». دوره‏های زمانی میان رسولان وجود داشته است و زمین نیز فرو نیفتاده است و این بزرگترین دلیل بطلان آن است

از ابوعبدالله جعفر صادق روایت شده که گفت: اگر زمین بدون امام باشد، فرو میافتد (بحار الانوار، 23/28؛ بصائر الدرجات، ص 508؛ علل الشرائع، 1/196).
اشکال: واقعیت گواه بطلان آن است چون خداوند متعال میفرماید: «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُل». (المائده: ١٩). «اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد». دورههای زمانی میان رسولان وجود داشته است و زمین نیز فرو نیفتاده است و این بزرگترین دلیل بطلان آن است. [ر.ک: همان، ص 61]

پاسخ:

وجود حجت الهی در دوران فترت

از آیه کریمه فهمیده می‌شود که: دوران «فترت» فاصله‌ای بوده است که در آن رسول فرستاده نشده است؛ اما اینکه در این دوره هیچ هدایتگر معصومی نبوده است، از آیه فهمیده نمی‌شود؛ بلکه قرآن می‌فرماید.
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد؛[133] همانا تو بيمكنندهاى و بس، و هر گروهى را راهنمايى است.
بسیاری از مفسران در ذیل این آیه مراد از هادی را به معنای امام و رهبر گرفته‌اند. (ر.ک: تفسیر ابن‌ کثیر و طبری و ...).
بنابراین گر‌چه از زمان حضرت عیسی تا زمان بعثت پیامبر اسلام رسول نیامده است؛ ولی قطعاً هادیان معصوم بوده‌اند.

اعتراف ابن تیمیه

خود ابن تیمیه نیز به وجود حجت در میان انسان‌ها در دوران فترت اعتراف و این مطلب را از احمد بن حنبل نقل کرده است:
خداوند سبحان خبر داده است رسالت شامل همه امم بوده چنان که فرموده: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِين»؛
ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد! خداوند گروهى را هدايت كرد و گروهى ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت پس در روى زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه بود.[134] و فرموده است: «إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فِيهَا نَذِيرٌ»؛ ما تو را به حق براى بشارت و انذار فرستاديم و هر امّتى در گذشته انذاركنندهاى داشته است![135] و خداوند فرموده: بدون فرستادن پیامبر  کسی را در دنیا و آخرت عذاب نمی‌کند؛ و خبر داده است که در  میان هر امتی پیامبری را فرستاده؛ ولی در  زمان‌هایی در فرستادن پیامبر فترت حاصل شده است، مثل فترتی که بین حضرت عیسی و حضرت محمد صلی الله علیهما و سلم حاصل شد؛ چنان‌که خداوند فرمود: «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ والله عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛  اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد در حالى كه حقايق را براى شما بيان مىكند تا مبادا [روز قيامت] بگوييد: «نه بشارت دهندهاى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهندهاى»! [هم اكنون، پيامبر] بشارت دهنده و بيم دهنده، به سوى شما آمد! و خداوند بر همه چيز تواناست.[136] دوران فترت زمانی است که شریعت پیامبر مندرس شده و بیشتر دعوت کنندگان از بین رفته‌اند؛ اما اصول دین پیامبران از بین نرفته بلکه در آن دوره عده‌ای از  دعوت کنندگان که حجت به وسیله ایشان برپا شود، باقی می‌مانند. چنان که امام احمد حنبل رحمه الله گفته: ستایش خدای را که در هر دوره‌ای از زمان بقایایی از اهل علم گذاشته که به وسیله کتاب خدا مردگان را زنده می‌کنند و  نابینایان را بینا می‌سازند؛ و  چنان که علی بن ابی طالب در حدیث کمیل بن زیاد چنین گفته است: «خالی نماند زمین از كسی كه قائم باشد از برای خدا به حجت، تا حجت‌های خدا و بینات او از میان نرود، آنها تعدادشان کم، ولی قدر و منزلتشان نزد خداوند بزرگ است.» (این حدیث را ابن نعیم در الحلية ج 1، ص 79 و80 و الخطیب در الفقيه و المتفقه، ج 1، ص 49 و50 نقل کرده‌اند.) پس اگر برای کسی دربارة ایمان و شریعتی که پیامبر آورده حجت تمام شود، بر او تبعیت از آن لازم است. اما اگر نسبت به کسی، آثار شریعت از بین رفته و پیامبر مورد اعتقاد وی - غیر از آنچه که مشترک بین پیامبران است -  چیزی نیاورده باشد، وظیفه و فرض او همان چیزی است که همه پیامبران در آن یکسان هستند، نظیر ایمان به خدا و روز واپسین و عمل صالح، اما [اعتقاد و عمل به] نکاتی که شریعتی را از شریعت دیگر جدا می شود، وظیفه او نیست. و اینان همان صابئیان هستند که در قرآن از آنها ستایش شده است...[137] [138]

[133]. رعد، آیه 7.
[134].  نحل، آیه 36.
[135].  فاطر، آیه 24.
[136].  المائدة، آیه 19.
[137]. ابن تيمية، جامع المسائل، تحقیق عزيز شمس، ج 5، ص 52-51، دار عالم الفوائد للنشر والتوزيع، چاپ اول، 1422 هـ.
[138]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 137.