فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
دلائل وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه
شبهه 42
می‏گویند: حدیث مهدی از رسول الله مشهور است و نزد شیعیان در تمام سرزمین‌های دور از هم بر متواتر بودن آن نص وجود دارد. جواب این دلیل: این حدیث تنها توسط یک فرقه از تقریباً هفتاد فرقه شیعه به پیامبر‌‌ (ص) نسبت داده شده است و سایر فرقه‏های شیعه می‏گویند که این حدیث دروغ است؛ مانند زیدیه، اسماعیلیه، فطحیه، کیسانیه، بتریه، جارودیه، مختاریه، کربیه، هاشمیه، راوندیه، خطابیه، ناوسیه، قرامطه، واقفه، ممطوره، نمیریه و 113 فرقه دیگر که همگی با این عقیده مخالفند و می‏گویند که بعد از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده است؛ پس چگونه بعد از این اختلافات تواتر صورت می‏گیرد!؟ (نگا: منهاج السنة، ابن تیمیه 8/247-248 ) و اگر منظور این است که فقط نزد شیعه دوازده امامی متواتر است، این تواتر نادری است که تمام امت اسلامی با آن مخالف است، چه بسیار تواتر‎هایی نزد آنها وجود دارد که نادر و شاذ هستند، مانند عقیده شاذ بودن روایت‌های متواتری که مبنی بر تحریف قرآن است

میگویند: حدیث مهدی از رسول الله مشهور است و نزد شیعیان در تمام سرزمین‌های دور از هم بر متواتر بودن آن نص وجود دارد. جواب این دلیل: این حدیث تنها توسط یک فرقه از تقریباً هفتاد فرقه شیعه به پیامبر (ص) نسبت داده شده است و سایر فرقههای شیعه میگویند که این حدیث دروغ است؛ مانند زیدیه، اسماعیلیه، فطحیه، کیسانیه، بتریه، جارودیه، مختاریه، کربیه، هاشمیه، راوندیه، خطابیه، ناوسیه، قرامطه، واقفه، ممطوره، نمیریه و 113 فرقه دیگر که همگی با این عقیده مخالفند و میگویند که بعد از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده است؛ پس چگونه بعد از این اختلافات تواتر صورت میگیرد!؟ (نگا: منهاج السنة، ابن تیمیه 8/247-248 ) و اگر منظور این است که فقط نزد شیعه دوازده امامی متواتر است، این تواتر نادری است که تمام امت اسلامی با آن مخالف است، چه بسیار تواترهایی نزد آنها وجود دارد که نادر و شاذ هستند، مانند عقیده شاذ بودن روایت‌های متواتری که مبنی بر تحریف قرآن است[141]. [ر.ک: همان، ص 63]

پاسخ:

شیعۀ دوازده امامی جریان اصلی تشیع

شبهه عثمان الخمیس دو بخش دارد:
1. متواتر بودن احادیث راجع به حضرت مهدی (عج) و اینکه وی نهمین فرزند امام حسین (ع) است، فقط نزد شیعه اثنی عشریه است و دیگر فرقه‌های شیعه آن را قبول ندارند. پس تواتر محقق نشده است.
2. متواتر بودن احادیث مهدی (عج) به آن صورتی که شیعه بدان معتقد است، از سوی دیگر مذاهب اسلامی غیر شیعه یعنی اهلسنت پذیرفته نشده؛ بنابراین تواتر غیر معتبر و شاذ است.
اما پاسخ بخش اول شبهه:
اینکه برای شیعه فرقه های زیادی تراشیده و گفته شده است: «زیدیه، اسماعیلیه، فطحیه، کیسانیه، بتریه، جارودیه، مختاریه، کربیه، هاشمیه، راوندیه، خطابیه، ناوسیه، قرامطه، واقفه، ممطوره، نمیریه و113فرقه دیگر که همگی با این عقیده مخالفند و میگویند که بعد از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده است»
این یک دروغ تبلیغاتی بدون سند و مدرک بیش نیست! در حال حاضر غیر از زیدیه و اسماعیلیه از فرقه‌هایی که در بالا نام برده شده، هیچ اثری در عالم نمانده است! در واقع نه پیروی، نه دانشمندی و نه کتابی مانده است که به آنها چیزی نسبت داده شود. چگونه فرقه هایی که حتی یک نفر پیرو در عالم ندارند، می‌توانند تواتر را تضعیف کنند!

شرط قبول تواتر

ثانیاً: در تواتر، قبولِ مذاهب مختلف شرط نیست؛ بلکه آنچه شرط است که خبری به طرق زیاد برسد؛ به طوری که، در اثر کثرت این خبر در هر طبقه، تبانی و توافق نقل کنندگان بر جعل دروغ ممکن نباشد. این شرط در خبر مربوط به اینکه حضرت مهدی (عج) نهمین فرزند امام حسین (ع) است وجود دارد، چرا که این حدیث با ده‌ها سند مختلف به ما رسیده است.
اگر کسی دقت محدثان شیعه را - بدون پیش داوری در شناسایی مشایخ و راویان و اینکه آنها به شدت ملتزم بودند احادیث جعلی را کنار بگذارند و احادیث اهل‌بیت را با دقت تمام به نسل های بعدی برسانند - مورد بررسی قرار دهد، یقین می‌کند که حدیثی با چنین طرق فراوان ممکن نیست از اهلبیت (ع ه) صادر نشده باشد.
ثالثاً: شیعه یک فرقه محصور در یک شهر و کشور نبوده و نیست، بلکه در شهر‌ها و کشورهای مختلف دور از هم زندگی می‌کردند تنها خصوصیت ایشان این بود که در اخذ معارف دین پس از پیامبر (ص) به اهلبیت (ع ه) مراجعه و علمای آنها مستقل از هم کار می‌کردند و کتاب می‌نوشتند. با این همه می‌بینیم که احادیث مربوط به امام مهدی (عج) در نزد همه علمای شیعه در همه بلاد نقل شده و این نشانه قطعی بر تحقق تواتر یقین آور است.
اما بخش بعدی شبهه دوم ( چون این تواتر را اهلسنت قبول ندارد، پس تواتر شاذی است)، پاسخش این است که قبول این مطلب از سوی اهلسنت، به معنای نفی مذهب خودشان است! آنها ناچارند احادیثی که مقام اهلبیت را اثبات می‌کند یا از اصل انکار کنند یا اگر نتوانستند انکار کنند (مثل حدیث غدیر یا حدیث ثقلین) آنها را به نحوی تاویل کنند که با مذهبشان در تعارض نباشد. بنابراین انکار آنها انکار جانبدارانه است.
اگر آنان راه تاویل گرایی در مورد حدیث غدیر، ثقلین، منزلت و مانند آن را کنار بگذارند و به عصمت اهلبیت (ع ه) معترف شوند و با بی طرفی به صورت واقع گرا، احادیث مهدویت و اینکه وی نهمین فرزند امام حسین (ع) است را بررسی کنند، به متواتر بودن آن قطعاً اعتراف خواهند نمود. چنان که برخی از علمای اهلسنت (نظیر ابن حجر مکی و ابن روزبهان)، علی رغم دشمنی های خود با شیعه، به مقامات دوازده امام اعتراف کرده‌اند.
اگر کسی واقعیت های تاریخی را و شواهد روشن آن را ببیند، قطعاً وجود فرزند امام حسن عسکری (ع)، به عنوان یک واقعیت روشن تاریخی برای او تجلی خواهد کرد.
در مقابل اگر بخواهد این مطلب را بر اساس منابع دشمنان اهلبیت (ع ه) - نظیر پیروان بنیامیه و بنی العباس - بررسی کند قطعاً راه به جایی نخواهد برد. روشن است که اکثر منابع، وابسته به یکی از دو جریان فوق بودند، و تمام همت و تلاش این دو جریان، نفی ولایت اهلبیت (ع ه) بوده است و عنادشان با اهلبیت به جایی رسیده است که هر کسی را که برخی ویژگی های خاص اهلبیت را نقل می‌کرد در لیست سیاه قرار می‌دادند و روایات او را معتبر نمی‌دانستند. آنها در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکردند. تلاش برای حذف فیزیکی ائمه اطهار یا جلوگیری از تولد امام مهدی یا انکار وجود ایشان، هم از این نوع تلاش‌های مذبوحانه آنها‌‌ست.
این نوع تلاش‌ها در زمان امام حسن عسکری (ع) نیز به شدت وجود داشت. ابوهاشم جعفری می‌گوید: «با امام حسن عسکري (ع) در زندان مهتدي بن واثق بودم حضرت به من فرمود: اي ابوهاشم! اين طاغي و ستمگر قصد دارد امشب با مشیّت خدا پيکار کند (کنایه از اینکه اراده کرده است که ما را بکشد)؛ ولی خداوند عمرش را کوتاه مي‌کند و اين سلطنت را برای حاکم پس از او مقرر فرموده و اکنون برايم فرزندي نيست و به زودي خداوند به من فرزندي عطا فرمايد. ابوهاشم گفت: صبح همان شب ترک‌ها بر خوابگاه مهتدي ريختند و او را به قتل رساندند و معتمد به جاي او نشست و خداوند ما را نجات داد.»[142] [143]

[141]. عثمان الخمیس در پاورقی کتاب خود در اینجا شبهه ای دربارۀ اعتقاد شیعه به تحریف قرآن مطرح کرده، مى‏گوید: ابوالحسن عاملی می‎گوید: بدان که بر حسب  اخبار متواتر و غیرمتواتر حقیقتی که نمی‎توان آن را پوشاند این است که این قرآنی که در دست ماست، بعد از پیامبر (ص) تغییراتی در آن ایجاد شد و کسانی که آن را جمع‎ آوری کرده بودند، کلمات و آیات زیادی را از آن انداختند و قرآن محفوظی که طبق آنچه که خداوند متعال نازل کرده است قرآنی است که علی (ع)؛ جمع‎آوری کرد و آن را نگه داشت تا به پسرش حسن (ع) رسید و بدین ترتیب تا به مهدی قائم رسید و امروز نزد اوست. مرآة الأنوار و مشکاة الاسرار ص 36، و در رد بر سید مرتضی که تحریف را انکار می‎کند، می‎گوید: جای بسی تعجب است که سید در امثال این تخیلات ضعیف ظاهری برخلاف آن حکم کرده است، چون صحتش مقطوع است و چون موافق خواسته او نبوده است و اخباری را که به حد فراوانی نرسیده‎اند، ضعیف می‎داند. مرأة الانوار و مشکاة الاسرار ص 51، برای مطالعه بیشتر نگا: الشیعة و تحریف القرآن محمد سیف.
پاسخ این شبهه به صورت مختصر این است که: این سخنانی که در بالا نقل شده ربطی به جریان اصلی شیعه ندارد. جریان اصلی تشیع چیزی نیست که مخفی باشد. ده‌ها عالم بزرگ شیعه نظیر شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی وشیخ طبرسی وکاشف الغطاء... تصریح به عدم تحریف قرآن کرده‌اند و این برای همه آشکار است. اصولا شیعیان جهان در همه شهرها و روستا ها در اطراف و اکناف عالم در جلوی دید و چشم مردم جهان می‌باشند، چگونه می‌شود به آنها اعتقاد به تحریف قرآن را نسبت داد حال آنکه مقدس ترین کتاب در نزد آنها از دوران کودکی تا مرگ قرآن کریم است و با آن سرو کار دارند و از کودکی تا وفات به تعلیم و تعلم و قرائت و حفظ و تفسیر آن مشغول هستند. بعید است خانه ای وجود داشته باشد که در آن مصحف کریم نباشد. در همه مساجدشان آن را مى‏خوانند؛ و ده‌ها هزار حافظ قرآن در میان ایشان وجود دارد. هر کسی با مسافرت به شهرها و روستاهای شیعه در اطراف جهان این حقیقت را می‌تواند به چشم خود مشاهده کند. با این توضیح روشن است که نسبت تحریف به شیعه، ستم بزرگ بلکه بزرگترین ستم در حق ایشان است. بنابراین اگر در میان اقوال سخنی راجع به تحریف باشد سخنی شاذ است و ربط به جریان اصلی شیعه ندارد. برای توضیح بیشتر نگاه کنید به کتاب «قرآن از منظر اهل بیت علیهم السلام» از نگارنده.
[142]. اثبات الهداة، ج 3، ص 616 .
[143]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 142.