فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
دلائل وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه
شبهه 44
زید بن علی بن حسین - عموی جعفر صادق و برادر محمد باقر- دنبال احول که مخفی بود، فرستاد تا او را یاری کند، ولی احول نپذیرفت و گفت: اگر پدرت یا برادرت بود با او خروج می‏کردم؛ ولی با تو خروج نمی‏کنم. زید به او گفت: چگونه در حالی که او لقمه داغ را با دستش سرد می‌کرد و سپس آن را در دهان من می‌گذاشت، آیا به نظر شما او راضی نبود که لقمه داغ دهان مرا بسوزاند، و راضی بود که آتش داغ جهنم مرا بسوزاند؟ (يعنی به تو خبر داده که امامت بعد از او به محمد باقر و سپس به پسرش جعفر صادق می‎رسد) در جواب او گفت: فدایت شوم او به خاطر این تو را آگاه نکرد، چون می‌ترسید اگر قبول نکنی به جهنم می‌روی و مرا خبر کرد و من پذیرفتم و نجات یافتم و اگر قبول نمی‌کردم برای او مهم نبود که به جهنم بروم (کلینی، الکافی، 1/174؛ مدينة المعاجز، 5/273 ). این سخن باطل است؛ چون لازمه آن این است که به تمام اهل بیت و فرزندان آنها و عموها و دایی‏ها و سایر خویشان خبر نداده باشند؛ از ترس اینکه آن را قبول نکنند و وارد جهنم شوند؛ و همچنین امامت نزد شیعیان رکن اصلی دین است و سری می‏باشد چگونه مصالح امت متعلق به امامت است و آن سری است؟

زید بن علی بن حسین - عموی جعفر صادق و برادر محمد باقر- دنبال احول که مخفی بود، فرستاد تا او را یاری کند، ولی احول نپذیرفت و گفت: اگر پدرت یا برادرت بود با او خروج میکردم؛ ولی با تو خروج نمیکنم. زید به او گفت: چگونه در حالی که او لقمه داغ را با دستش سرد می‌کرد و سپس آن را در دهان من می‌گذاشت، آیا به نظر شما او راضی نبود که لقمه داغ دهان مرا بسوزاند، و راضی بود که آتش داغ جهنم مرا بسوزاند؟ (يعنی به تو خبر داده که امامت بعد از او به محمد باقر و سپس به پسرش جعفر صادق میرسد) در جواب او گفت: فدایت شوم او به خاطر این تو را آگاه نکرد، چون می‌ترسید اگر قبول نکنی به جهنم می‌روی و مرا خبر کرد و من پذیرفتم و نجات یافتم و اگر قبول نمی‌کردم برای او مهم نبود که به جهنم بروم (کلینی، الکافی، 1/174؛ مدينة المعاجز، 5/273 ).
این سخن باطل است؛ چون لازمه آن این است که به تمام اهل بیت و فرزندان آنها و عموها و داییها و سایر خویشان خبر نداده باشند؛ از ترس اینکه آن را قبول نکنند و وارد جهنم شوند؛ و همچنین امامت نزد شیعیان رکن اصلی دین است و سری میباشد چگونه مصالح امت متعلق به امامت است و آن سری است؟ [ر.ک: همان، ص 65-64]

پاسخ:

هیچ اشکالی ندارد که در برهه ای از زمان، به عللی، مطلبی یا دعوتی به کسانی نرسد و آنها به جهت رسیدن دعوت معذور باشند. قرآن کریم  نیز همین معنا را تایید می‌کند؛ آنجا که می‌فرماید: «لایکلف الله نفسا الا ماآتها.» چنان که خود ابن تیمیه - در ذیل سخنی که در پاسخ به شبهه 40 از او نقل کردیم - تصریح می‌کند که اگر به کسانی همه ابعاد دعوت نرسد، به مقداری که دعوت به آنها رسیده، مسئول هستند، نه بیشتر و مثلاً صابئین را جز همین گروه می‌داند.
اما راجع به روایت مربوط به زید، باید گفت: عثمان الخمیس برای اینکه بر واقعیت پوشش بگذارد، آخر این روایت را نقل نکرده است؛ چون در انتهای همین روایت آمده است که زید خود اعتراف می‌کند که امام، همه چیز را دربارۀ قیامش به او گفته است. بنابراین زید در ابتدا از راه جدل پیش آمده و خواسته انکار کند که امام حقایق را به او گفته، ولی در مقابل منطق قویِ احول، چاره ای جز این ندیده که به واقعیت اعتراف کند و بگوید که امام همه چیز را برای من بیان نمود حتی گفت که من کجا به دار آویخته می‌شوم. بنابراین اگر تقصیری در کار بوده، از سوی خود زید بوده نه امام معصوم. در آخر روایت فوق، زید می‌گوید:
اكنون كه چنين گویى بدان كه مولايت در مدينه به من خبر داد كه: من كشته می شوم و در كناسه كوفه به دار می‌روم و خبر داد كه كتابى نزد اوست كه كشتن و به دار رفتن من در آن نوشته شده است.[143]
با اینکه امامت مانند نبوت رکن دین است ولی چنان که ابن تیمیه نیز اعتراف کرده، گاهی خداوند متعال به جهت قصوری که در مردم هست، اراده نمی‌کند همه حقایق، به قومی یا به افرادی برسد؛ در این صورت آنها معذور خواهند. این مطلب در احادیث اهلبیت (ع ه) راجع به امامت نیز وارد شده است؛ چنان که اسماعيل جعفى می‌گويد:
به امام باقر (ع) عرض كردم: قربانت (اجازه مي فرمایيد) من دين خودم را كه بر آن هستم، براى شما باز گويم؟ فرمود: آرى، عرض كردم: گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست، و گواهى دهم كه محمد بنده و رسول اوست، و آنچه از جانب خداوند آورده است قبول دارم، و شما را دوست دارم، و از دشمن شما و هر كه بر شما بزرگى كند و استيلا خواهد و خود را امير و حاكم بر شما داند، و حق شما را به ستم بگيرد، بيزارم؟ فرمود: تو چيزى را نادان نيستى، اين همان است كه به خدا سوگند ما هم بر آن هستيم (و بدان معتقديم). عرض كردم: آيا كسى كه اين امر را نداند [و از عذاب خداوند يا خلود در آتش] سالم ماند؟ فرمود: نه، مگر مستضعفان، عرض كردم: آنها كيانند، فرمود: زنان و فرزندان شما، سپس فرمود: آيا ام ايمن را ديدهاى؟ همانا من گواهى دهم كه او اهل بهشت است، در صورتى كه آنچه شما بر آنید [و بدان معتقديد] نمي‌دانست.[144]
ابوخديجه گويد:
امام صادق (ع) در تفسير آيۀ شريفه «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا» فرمود: يعنى راهى [و مستمسکی] ندارند تا ناصبى شوند و دشمنى كنند و به طرف حق هم هدايت نمىشوند تا به حق عمل كنند و يا حق را قبول كنند، اينها اگر كارهاى نيك انجام دهند و از محرمات دست بر‌دارند، وارد بهشت مىگردند؛ ولى مقام نيكان را پيدا نخواهند كرد.[145]
پس بعید نیست که اراده خداوند بر این قرار نگرفته باشد - به جهت قصوری که در آنها هست - که تبلیغ به آنها برسد و لذا ایشان معذور خواهند بود، اگر به آنچه می‌دانند معتقد و پایبند باشند. [146]

[143]. اصول الكافي، ج 1، ص 174.
[144]. اصول كافی، ترجمه مصطفوى، ج‏4، ص 129.
[145]. بحارالأنوار، ج 69، ص 160.
[146]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 154.