فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
دلائل وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه
شبهه 48
از احمد بن عبید الله بن خاقان[158] نقل شده که برخی از اشعریانی که در مجلس او بودند به او گفتند: ای ابوبکر! چه خبر از برادرش جعفر؟ (در مورد جعفر برادر حسن عسکری که عموی مهدی منتظر است. پرسیدند) گفت: کدام جعفر؟ در مورد چه کسی سؤال می‏كنید؟ آیا جعفر ملعون فاسق فاجر و شراب خوار، پست‎ترين آدم‌ها و... با حسن نزدیکی دارد؟[159] سپس گفت: وقتی حسن عسکری بیمار شد، دنبال پدرم فرستاده شد که پسر رضا مریض شده است، پس سوار بر مرکب شد و به دارالخلافه رفت و با عجله برگشت که پنج نفر از خادمان امیر‌المؤمنین همراه او بودند که همگی مورد اعتماد بودند که نحرير خادم نیز در میان آنها بود. پس آنها را امر کرد تا به خانه حسن بروند و خبر را به او بدهند و حالش را جویا شوند و دنبال چند نفر از پزشکان فرستاد و آنها را به طبابت امر کرد. (مریض در اینجا حسن عسکری است که خلیفه تعدادی از مردم را فرستاده که ناظر او باشند و پزشکانی را برای مداوای او فرستاد تا اینکه حسن عسکری درگذشت). می‏گوید: وقتی که دفن شد، خلیفه و مردم شروع به جستجوی فرزند او کردند و در خانه‏ها بسیار جستجو کردند و تقسیم ارث را متوقف کردند و کسانی مراقب حفاظت از کنیزی بودند که تصور باردار بودن او وجود داشت تا اینکه معلوم شد که باردار نیست پس وقتی که این امر معلوم شد ارث میان مادر و برادرش جعفر تقسیم شد. بنابراین این روایت ثابت می‏کند که حسن عسکری فرزندی نداشته است...!

از احمد بن عبید الله بن خاقان[158] نقل شده که برخی از اشعریانی که در مجلس او بودند به او گفتند: ای ابوبکر! چه خبر از برادرش جعفر؟ (در مورد جعفر برادر حسن عسکری که عموی مهدی منتظر است. پرسیدند) گفت: کدام جعفر؟ در مورد چه کسی سؤال میكنید؟ آیا جعفر ملعون فاسق فاجر و شراب خوار، پستترين آدم‌ها و... با حسن نزدیکی دارد؟[159]
سپس گفت: وقتی حسن عسکری بیمار شد، دنبال پدرم فرستاده شد که پسر رضا مریض شده است، پس سوار بر مرکب شد و به دارالخلافه رفت و با عجله برگشت که پنج نفر از خادمان امیر‌المؤمنین همراه او بودند که همگی مورد اعتماد بودند که نحرير خادم نیز در میان آنها بود. پس آنها را امر کرد تا به خانه حسن بروند و خبر را به او بدهند و حالش را جویا شوند و دنبال چند نفر از پزشکان فرستاد و آنها را به طبابت امر کرد. (مریض در اینجا حسن عسکری است که خلیفه تعدادی از مردم را فرستاده که ناظر او باشند و پزشکانی را برای مداوای او فرستاد تا اینکه حسن عسکری درگذشت). میگوید: وقتی که دفن شد، خلیفه و مردم شروع به جستجوی فرزند او کردند و در خانهها بسیار جستجو کردند و تقسیم ارث را متوقف کردند و کسانی مراقب حفاظت از کنیزی بودند که تصور باردار بودن او وجود داشت تا اینکه معلوم شد که باردار نیست پس وقتی که این امر معلوم شد ارث میان مادر و برادرش جعفر تقسیم شد (کلینی، الکافی، 1/504-505). بنابراین این روایت ثابت میکند که حسن عسکری فرزندی نداشته است...! [ر.ک: همان، ص 71-70]

پاسخ:

اقدامات جعفر و کارگزاران حکومت

اولاً: قسمت اول روایت که دلالت می‌کند جعفر فرزند امام هادی (ع) برادر امام حسن عسکری (ع) فردی صالح نبوده، دلیل بر این است که ادعای وی بر اینکه امام حسن عسکری (ع) فرزندی نداشته، پذیرفته نمی‌شود؛ چون شهادت چنین شخصی در هیچ مذهبی اعتبار ندارد. اما اینکه در قسمت دوم آمده است: عاملان و کارگزاران دربار عباسی نیز پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که امام حسن عسکری (ع) فرزندی ندارد پس اموال او را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم نمودند نیز فاقد اعتبار است؛ چون درباریان عباسی از فاسدترین مردم زمان خود بودند و شهادت آنها به هیچ وجه نمی‌تواند ملاک و مبنای تشخیص حقیقت باشد. علاوه بر اینکه هدف اصلیِ مخفی بودن ولادت حضرت مهدی (عج)، جلوگیری از اطلاع یافتن دربار عباسی و نزدیکان به آن بوده؛ لذا طبیعی است که افرادی مثل جعفر - که نزدیکی او به دربار عباسی معروف است - و نیز ماموران دربار، از این امر مطلع نشوند.
بنابراین باید گفت ولادت حضرت مهدی (عج) چون ولادت حضرت موسی مخفی بوده تا از گزند دشمنان مصون بماند. آنان می‌خواستند با کشتن او مانع تحقق وعده الهی در مورد سرنگونی ستمگران به دست حضرتش بشوند؛ چون شنیده بودند که دوازدهمین امام همان مهدی است و به دست او همه قدرت های ظالم و ستمگر سرنگون خواهند شد.
فرعونیان نیز می‌دانستند با آمدن موسی، آنان سرنگون خواهند شد؛ از این رو با فرستادن قابله‌ها زنان بنی اسرائیل را مراقبت می‌کردند و در صورت به دنیا آمدن فرزند پسر، او را می کشتند. خلفای نادان و ستمگر و فاسق عباسی نیز در‌صدد بودند با یافتن حضرت مهدی (عج) و کشتن وی مانع تحقق اراده الهی در مورد خودشان شوند. آنها امام حسن عسکری (ع) و خانواده وی را زیر نظر و یا در زندان نگه می‌داشتند که وی دارای فرزند نشود. امام حسن عسکری (ع) در توصیف این تلاش آنها چنین می‌گوید:
اي اباهاشم! اين طاغي (مهتدی بن واثق) قصد دارد با مشیّت خداوند در اين شب پيکار کند (یعنی قصد کشتن ما را دارد) و خداوند عمرش را کوتاه مينمايد و خداوند اين سلطنت را به حاکم پس از او مقرر فرموده و اکنون برايم فرزندي نيست و به زودي خداوند به من فرزندي عطا فرمايد. ابوهاشم گفت: صبح همان شب، ترک‌ها بر خوابگاه مهتدي ريختند و او را به قتل رساندند و معتمد به جاي او نشست و خداوند ما را نجات داد. (اثبات الهداة، ج‌3، ص 616)
بنابراین روایتی که عثمان الخمیس نقل نموده، به هیچ وجه نمی‌تواند وجود حضرت مهدی (عج) را نفی کند، تنها چیزی را که ثابت می‌کند این است که درباریان عباسی از یافتن فرزند امام حسن عسکری (ع) عاجز ماندند. [160]

[158]. یکی از بزرگان عباسیان.
[159]. شبهه: چگونه شیعیان ادعای احترام و دوستی اهل بیت را می‏کنند؛ در حالی که در مورد جعفر برادر حسن عسکری (ع) و عموی مهدی منتظر این گونه سخن می‏گویند.
پاسخ: اولا وی این حدیث را یا نفهمیده یا تحریف کرده است؛ چون حدیث این گونه است: از یکی بزرگان عباسیان دربارۀ حسن عسکری (ع) شد و وی گفت: «يَا بُنَيَّ لَوْ زَالَتِ الْإِمَامَةُ عَنْ خُلَفَاءِ بَنِي الْعَبَّاسِ مَا اسْتَحَقَّهَا أَحَدٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ غَيْرُ هَذَا وَ إِنَّ هَذَا لَيَسْتَحِقُّهَا فِي فَضْلِهِ وَ عَفَافِهِ وَ هَدْيِهِ وَ صِيَانَتِهِ وَ زُهْدِهِ وَ عِبَادَتِهِ وَ جَمِيلِ أَخْلَاقِهِ وَ صَلَاحِه»؛ «اگر امامت از دست خلفای بنی عباس گرفته شود کسی غیر از او کسی از بنی هاشم شایسته این مقام نخواهد بود. وی به سبب فضیلت، عفت، پرهیزکاری، پارسایی، عبادت، اخلاق نیکو و صلاحش به این مقام شایسته خواهد بود». سپس از وی دربارۀ جعفر برادر امام حسن عسکری (ع) پرسیدند. و آن شخص عباسی در پاسخ گفت: کدام جعفر؟ آیا جعفر ملعون، فاسق ... بنابراین این گفته یکی از عباسیان است، نه علمای شیعه. ثانیا برخورد شیعه با این نوع مسائل نشانه این حقیقت است که دوستی شیعیان با اهل بیت (ع ه) در چهارچوب دستورات خدا و پیامبر است؛ نه بیشتر و نه کمتر. البته شیعیان به خاطر انتساب به پیامبر در مورد ذریه پیامبر حتی الامکان با احترام سخن می‌گویند و حرمت ایشان را نگاه مى‏دارند مگر جائی که احترام به ایشان باعث پایمال شدن حق بالاتر و مهم تر بشود.
[160]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 165.